تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
كس كه اين صيغه را گفت تولّى و تبراى او تمام شد ، به اتفاق جميع اهل مذهبين . زيرا كه اقرار به وجوب موالات كرده و وجوب معادات بنابر آنكه اقرار در صيغهء دعا أتمّ اقرارات است در عرف . و امّا لعن بر كسى كه بر اهل بيت پيغمبر ظلم كند جايز است به اتفاق بىنزاع ، و حقيقت اين مسأله اين كه ، معنى لعن ، راندن است از رحمت الهى ؛ و غير كافر كه در كفر باشد ، كسى ديگر رانده از رحمت الهى نيست ، بنابر آنكه خداى تعالى همهء گناهان را مىآمرزد غير شرك ؛ چنانچه مىفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ » *
؛ « 1 » پس چون غير شرك همه گناهان آمرزد ، غير از مشرك كه بر شرك مرده باشد كسى ديگر را نتوان كه او از رحمت خداى تعالى رانده است ، زيرا كه چون اميد مغفرت باشد از رحمت خداى تعالى رانده نشده و چون از رحمت خداى تعالى رانده نشده باشد ، و كسى گويد كه او را از رحمت خداى تعالى رانده شده ، دروغ گفته باشد . و اگر دعا كند كه او از رحمت خداى تعالى رانده شده باشد ، دعاى ناحق كرده باشد و به خودش بازگردد . چنانچه در اخبار وارد شده كه هر كس لعنت مىكند كسى را ، آن لعنت به سوى آن كس مىرود ؛ اگر او مستحق لعنت است به دو مىرسد ؛ و اگر مستحق نيست به لعنت‌كننده بازمىگردد . و ما بيان كرديم كه غير كافر كه بر كفر مرده باشد ، كسى به خصوص ، مستحق لعنت نيست ، پس هر كه خصوص كسى را ، غير كافر مرده بر كفر ، لعنت مىكند ، فى الحقيقه خود را لعنت كرد ، و بال آن به دو بازمىگردد ! . اكنون سخن در اين است كه موجبات و خصال كفر چه چيز است و ما بيان كرديم كه دشمنى « 2 » با پيغمبر و آل او از خصال كفرست ، زيرا كه موالات ايشان جزو ايمان است ؛ پس معادات ايشان كفر باشد و اقصى مراتب معادات آن است كه كسى را بكشند و يا حرب كنند و وى را از حق وى منع كنند ، پس بر اين تقدير ، ابن ملجم و يزيد و معاويه - عليه اللعنة و العذاب - و غير ايشان از مردمانى كه متواتر شده در ميان امّت ، كه ايشان ائمه كبار را كشته‌اند و زهر داده از حق ايشان منع كرده ، بىشك
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) 48 . ( 2 ) . در اصل : دشمن .