بيزار شدن از دشمنان ايشان هم جزو ايمانست .
پس ظاهر شد كه تولّى و تبرّاى به اتفاق فريقين جزو ايمان است و نزاع در آن است كه على حدّه ياد بايد كرد و جز وى على حدّه بايد شمرد يا داخل در ايمان به رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است . اماميّه بر آنند كه آن را على حدّه جزو ايمان بايد شمرد ، و اهل سنّت مىگويند او داخل در ايمان به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، به وجهى كه ما بيان كرديم و اين نزاعى بسيار اندك است ، قريب است به نزاعهاى لفظى ، « 1 » و اين نزاع از قبيل آن نزاع است كه شخصى گويد كه انسان دو جزو دارد . حيوان و ناطق ، و ديگرى گويد انسان پنج جزو دارد : جسم و نامى و حسّاس و متحرك بالاراده و ناطق ، و عاقل داند كه اين نزاع لفظى است و به حقيقت هيچ نزاعى نيست ، زيرا كه جسم و نامى و حساس و متحرك بالاراده همه اجزاى حيوانند و جزو جزو ، جزو است و مال هر دو سخن يكى است ، همچنين است نزاع سنت و شيعه در اين مبحث ، و اللّه اعلم .
[ صيغهء تولّى و تبرّى ]
« اللهم وال من و الاهم و عاد من عاداهم و انصر من نصرهم و اخذل من خذلهم و العن من ظلمهم و عجّل فرجهم و أهلك عدوّهم من الإنس و الجنّ برحمتك يا أرحم الراحمين .
اى بار خدايا موالات فرما و دوست گير آن كسى را كه موالاتى كند و دوست گيرد اين سادات و ائمه ما را كه ياد كرده شدند و معادات كن آن كسى را كه معادات كند با ايشان ، و ايشان را دشمن گيرد ؛ و مخذول و بىنصرت ساز كسى را كه نصرت ايشان نكند ؛ و لعنت كن بر كسى كه ظلم كند بر ايشان و تعجيل فرما فرج ايشان را به ظهور مظهر موعود و هلاك گردان دشمن ايشان را از انس و جن از اوّليّان و آخريان به رحمت خود اى رحمكنندهترين رحم كنندگان ؛ اين است صيغهء تولّى و تبرّى . و هر
هامش
( 1 ) . به عقيدهء شيعه تولى به معناى دوستى و متابعت از امامان مىباشد ( قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى ) ؛ اگر مقصود مؤلف چنين معنايى از تولى است طبعا نزاع لفظى خواهد بود .