دلايل ايشان آيات و احاديث است كه در باب وجوب ولاى حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اولاد او وارد شده . مثل آيه
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ »
« 1 » و حديث « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » ؛ و حديث : « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » و غير آن از اخبار صحاح و اخبارى ديگر كه اماميّه روايت مىكنند اينست مذهب ايشان . فامّا آنكه تعيين نمايد كه اين جماعت اعداء ، كه تبرّا از ايشان جزو ايمانست ، چه كسانند و كيانند به اتّفاق ، اصلا جز ايمان نيست ، و اگر كسى تبرّا از اعداء كند و تعيين هيچ عدو نكند اصلا در ايمان او خللى نيست و در اين مقدمه هيچ نزاعى ميان اماميّه نيست .
و امّا اهل سنّت بر آنند كه تولّاى حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل ، واجب است بر بنده و تبرّى از دشمنان او فرض عين بر هر مؤمنى ، و هر كه ايشان را والى و متصرّف امور خود نداند و اعتقاد نكند مؤمن نيست و هر كه از دشمنان ايشان تبرّى نكند و بيزار نگردد نه از جملهء مؤمنانست . و دليل بر آنكه محبّت حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم واجب است ، و بى آن ايمان تمام نيست آنست كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « لا يؤمن احدكم حتّى أكون [ أحبّ اليه من ] والده و ولده و النّاس أجمعين » . « 2 » پس ثابت شد كه ايمان بىمحبّت آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تمام نيست و محبّت گاهى محقق شود كه محبوبان محبوب را ، محبوب شمارند و دشمنان محبوب را ، دشمن خود دانند . و شك نيز نيست كه حضرت على و ائمه اثنا عشر عليهم السّلام محبوبان حضرت پيغمبر كه آن جزو ايمان است محقق شود ، محبت ايشان جزو ايمان باشد . « 3 » و همچنين دشمنان حضرت پيغمبر را دشمن از تتمهء محبت آن حضرت است كه آن جزو ايمان است ، و دشمن محبوب دشمن محبّست و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و تتمّهء ائمه اثنا عشرى بىشك محبوب حضرت پيغمبرند - صلوات اللّه و سلامه عليهم - آن حضرت محبّ ايشان است و ما گفتيم كه بيزار شدن از دشمنان حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جزو ايمانست ؛ پس
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) 55 .
( 2 ) . بخارى ، ج 1 ص 12 ( كتاب الايمان ج 13 ) ( متن بخارى چنين است : فو الذي نفسى بيده لا يؤمن احدكم حتّى أكون أحبّ اليه من والده و ولد ) .
( 3 ) . كذا در اصل .