و منتهاى او مىتوانند بود ؛ همچنين وجود حضرت مهدى عليه السّلام خاتم دايرهء امامت است . و بعد از آنكه او ختم كرد تمام اجزاى دايرهء متساوى شدند و ميان ايشان تفاوت نيست و هر يك مبتداى دايره و منتهاى اويند و فضيلت كمال همه يكى است .
و از اينجاست كه حضرت پيغمبر فرمود كه ، ميان پيغمبران تفاضل مكنيد و مگوييد كه كدام افضل از كدامند ؛ و حال ائمه اثنا عشر همچنين است و لذا هرگز ميان ائمه كسى تفاضل نكرده و حكم ننموده كه كدام افضلاند ؛ بلى هر كدام كه به مبدأ قربند « 1 » ايشان را فضل و شرف مقدم هست . و از اين تمثيل و توضيح ظاهر شد كه حق آن است كه حضرت مهدى متولد شده و امروز موجود است ، زيرا كه مقتضاى اكمل دين حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بر حسب مقتضاى
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
« 2 » الآية ؛ حكم به وقوع آن شده ، آن است كه همچنانچه دايرهء نبوت به وجود آن حضرت كمال يافت ، دايرهء امامت كه قرينهء نبوت است هم كمال بيابد ، تا اكمال دين محقق شده باشد و اگر كمال دين تا آخر زمان موقوف باشد ، در سنن متطاوله ، عالم از امام به حق خالى باشد ، و نقاط دائرهء امامت در عصرى به ظهور نيايد زيرا كه از انقضاى زمان امام حسن عسكرى هيچ امامى ديگر ظاهر نشده ، به خلافت دايرهء نبوت كه از زمان آدم تا زمان خاتم در هر عصرى انبيا مىبودهاند و زمان فترت « 3 » كه ميان عيسى و حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم [ بوده ] مراد آن است كه هيچ پيغمبرى صاحب دعوت نبوده ، نه آنكه اصلا پيغمبران نبودهاند ، زيرا كه حنظلة بن صفوان و خالد بن سنان و جرجيس صلوات الله عليهم تمامى پيغمبرانند كه ميان عيسى و آن حضرت بودهاند .
پس لا بد است كه دايرهء امامت به وجود امام خاتم تمام شده باشد ، تا اكمال دين محقق شود . و حكمت الهى مقتضى آن است كه او پوشيده باشد در هر عصرى تا عصر آخر زيرا كه اگر او در تمامى عصر ظاهر باشد اصلا خلل در هيچ كار نباشد و ظلم وجود سلاطين ظاهر نگردد ، و امّت مبتلاى بليّات نشوند ، و ثواب و اجر
هامش
( 1 ) . شايد : قريبند .
( 2 ) . مائده ( 5 ) 3 .
( 3 ) . در اصل : فطرت .