تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
و ديگر ابيات را كه در آنجا ندبه و تفجع بر شهيدان كربلا نموده تمام كرد [ ه ] نزد حضرت امام على رضا عليه السّلام برد در خراسان و در مجلس آن حضرت ، آن قصيده بخواند ؛ آن حضرت را خوش آمد از آن مدح و صد هزار درهم او را به جايزهء آن قصيده عطا فرمود . دعبل گفت : اى امام ! مىخواهم كه جامهء مبارك خود كه پوشيده‌اى به من عطا فرمايى ؛ آن حضرت جامهء مبارك خود بيرون كرد و به دعبل داد و فرمود : اين جامه [ را ] بعد ازين شأنى و حكايت هست . دعبل چون « جايزه » « 1 » بستد از خراسان متوجه بغداد شد همراه قافلهء عظيم اموال بسيار و تجار فراوان « همراه آن » « 2 » قافله بودند . دعبل هم مال بسيار داشت . چون از خراسان بيرون آمدند بعضى از دزدان بر ايشان راه زدند و تمامى مال تجّار و مردمان ببردند . دعبل روايت كند كه ، چون مالهاى مردم را ببردند و مال من نيز در ميان برفت ، مرا چندان غم از فوت مال نبود كه از فوت آن جامه [ كه ] از حضرت امام عليه السّلام به من رسيده بود . امير دزدان نشسته بود و دزدان ، مال جمع مىكردند . من رفتم و نزديك او نشستم . خود به خود بيتى از آن قصيده كه مناسب آن بود مىخواند و بيت اينست :
أرى فيئهم مقسومة فى عدوّهم * و أيديهم من فيئهم صفرات
« 3 » من به او گفتم : اى امير ! اين شعر منست و دعبل خزاعى منم . او گفت : راست مىگويى كه دعبل تويى . مردمان قافله تمام گواهى دادند كه دعبل اوست . پس مرا بنواخت و تمامى مال مرا بازداد و جامهء امام را زيارت كرد و گفت : من به بركت جامه امام ، تمامى مال قافله را بازمىدهم . پس تمامى مال قافله را بازداد « 4 » و آن كرامت امام عليه السّلام ظاهر شد .

المتلألئ فيه أنوار النّبىّ عند عين العيان

آن حضرت در او درخشنده است انوار حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد چشم عيان . يعنى ارباب
هامش
( 1 ) . از « م » . ( 2 ) . از « غ » . ( 3 ) . مصراع اول شعر در ديوان دعبل چنين آمده است : أرى فيئهم فى غيرهم متقسّما . ( 4 ) . كشف الغمه ، 2 صص 261 - 262 و دربارهء دعبل ، قصيده وى و شيعيان قم نك : كشف الغمه ج 2 صص 318 - 328 .