تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
كردند نه از آنكه در جنگ شهيد شد و مردى « 1 » او را شهيد كرده باشند . و اين اشارتست به زهر دادن آن حضرت ؛ با تفاصيل آن حكايت را در اين مقام ياد كنيم . چنانچه در كتب معتبره يافته‌ايم ان شاء اللّه تعالى . در كتاب كشف الغمه على بن عيسى اربلى « 2 » و در كتاب الفصول المهمة « 3 » فى معرفة الائمة ابن صباغ مالكى ، كمّى روايت كرده‌اند كه يحيى بن خالد برمكى كه وزير صاحب تدبير صاحب اختيار هارون الرشيد بود با يكى از وزراى هارون كه به تشيّع ، و نسبت به حضرت امام موسى مشهور بود ، معاداتى پيدا كرد و مىخواست كه تهمت تشيع را بر آن وزير درست گرداند ؛ با شخصى گفت مىخواهم كه مرا دلالت كنى بر يكى از اولاد ابو طالب كه درويش باشد ، تا من او را بنوازم و پيش خليفه تعريف كنم تا او قصد موسى بن جعفر كند . او گفت : پسر اسماعيل كه او را ابراهيم نام است ، برادرزادهء موسى است و دشمن او است و بسيار درويش است . يحيى بن خالد به او كتابت نوشت و او را به بغداد طلب كرد . حضرت امام موسى دانست كه ايشان قصد او دارند او را جهت آن مىطلبد تابد آن حضرت بگويد و افساد كند . ابراهيم را طلبيد و گفت : تو چه حاجت دارى و چه چيز مىخواهى ؟ گفت : من هفتصد دينار طلا قرض دارم . حضرت امام موسى فى الحال قرض او را ادا فرمود . او بيرون رفت و همچنان در عزم بغداد بود . حضرت امام او را طلب فرمود و نصيحت كرد و گفت : از خداى تعالى بترس و در قصد من سعى مكن و فرزندان مرا يتيم مساز . او قبول نمىكرد . آن حضرت چهار هزار درهم او را عطا كرد . مردمان گفتند چون او سخن تو قبول نمىكند و مىدانى كه قصد تو دارد چرا او را عطا فرمودى . حضرت فرمود : من از پدران خود روايت مىكنم كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : رحم چون قطع كنند و كسى آن را بپيوندد ، هر كه بعد از آن پيوندد ، [ و ] « ديگر ( ى ) آن رحم را
هامش
( 1 ) . مردانه . ( 2 ) . كشف الغمه ، ج 2 صص 230 - 234 . ( 3 ) . در اصل : الائمة .