تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
به خدمت آن حضرت رفتم و دست مبارك آن حضرت را ببوسيدم گفتم : اى فرزند رسول خداى ! من از اين ظالم بر تو مىترسم . فرمود : انديشه مكن ، او را بر من قدرتى نخواهد بود و فلان شب از فلان ماه انتظار من بكش كه من [ بازمىگردم ] . چون آن حضرت روانه شد همه اوقات كار من روز شمردن بود تا آن شب كه وعده فرمود بيرون رفتم و هر چند نظاره كردم هيچ اثر قافله نبود و نزديك بود كه شيطان وسوسه و شكّى در من آورد و چون پاسى از شب بگذشت عزم كردم كه بازگردم ، ناگاه قطار شتر ديدم كه از بيابان پيدا شد و حضرت امام موسى عليه السّلام بر اشترى سوار بود و پيش قافله مىرفت . چون آن حضرت را بديدم ، شادكام شدم ركاب آن حضرت را ببوسيدم ؛ فرمود نزديك بود كه [ شيطان ] لعين ، ترا وسوسه دهد . گفتم الحمد اللّه كه از دست اين ظالم به سلامت بازرستى و به وطن خود مىروى . فرمود : اما ايشان نوبتى ديگر بازگشتى به من دارند كه من از آن خلاص نمىشوم ؛ « 1 » و آن چنان بود كه نوبتى ديگر هارون الرشيد آن حضرت را به عراق آورد و شهيد كرد . « لعنت بر هارون الرشيد باد و بر دوستان آن ملعون مردود . » « 2 »

حارز مناقب آبائه الأكارم

« 3 » آن حضرت جمع گردانندهء منقبت‌هاى پدران كريمان خود است . و اين اشارتست بدان كه آن حضرت جامع مكارم و مفاخر پدران بزرگوار خود بوده ، از علم و كرامت و شجاعت امامت و وصايت و مواريث نبوت ، از اظهار خوارق عادات و غير آن .

غيث الجود على كلّ بائس عادم

آن حضرت باران بخشش است بر هر درويشى بىچيز كه يابندهء كفاف باشد . و اين اشارتست به كرم و بخشش آن حضرت . چنانچه گفته‌اند از اطراف عالم جهت آن حضرت خمس اموال مىآوردند خصوصا مردم خراسان ؛ و شيعهء آن
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ، ج 2 ص 238 . ( 2 ) . در « غ » نيامده . ( 3 ) . در « م » : اكابر كه نادرست است .