علم خداى بر هر كس باد كه به قصد آن حضرت در آن جنگ حاضر شده . و در آن شريك بوده و بدان راضى بوده بدان راضى باشد ؛ و بر آنها كه پدر بزرگوار و جد عالى مقدار و برادر و مادر آن حضرت - عليهم الصلوات و السلام - ظلم و جور كرده و رنجانيدند تا روز قيامت و بدان امر كرده باشد .
روايت كردهاند كه هر كس از آن بيست هزار كس كه در آن جنگ حاضر شده بود به بدترين وجهى در دنيا هلاك شدند و مختار بن ابى عبيده ثقفى كه يكى از محبان اهل بيت بود بعد از اندك زمانى در كوفه خروج كرد و ابراهيم بن مالك اشتر را به جنگ عبيد اللّه زياد فرستاد و ابراهيم عبيد اللّه را بكشت و به دوزخ فرستاد . و در صحاح اخبار آوردهاند كه سر عبيد اللّه بن زياد را به كوفه آوردند با سرهاى كشتگان لشكر او و در آستانهء مسجد كوفه بريختند . مارى پيدا شد به غايت مهيب و در ميان آن سرها رفت و تفتيش مىكرد تا سر بلند عبيد اللّه را بيافت و از سوراخ بينى او در رفت و از گوش او بيرون آمد و غايب شد . ديگر بعد از اندك زمانى بازگشت . مردم گفتند آمد آمد . همچنان در آمد و به گوش او در رفت و از بينى او بيرون آمد و چند نوبت چنين كرد !
و مختار بن [ ابى ] عبيده در تفحص و تفتيش مردمانى رفت كه در قتل حسين حاضر شده بودند و هر يك از ايشان را به بدترين وجهى [ بكشت ] و هر كه از او بگريخت به بدترين وجهى در ورطهء هلاك شد و بعضى از محدّثان روايت كردهاند كه نوبتى در كوفه مجمعى بود و جمعى كه حاضر بودند حكايت جماعتى مىكردند كه در قتل امام حسين عليه السّلام حاضر بودهاند . يكى از ايشان گفت : هر كسى كه در قتل امام حسين حاضر شده از طرف دشمنان از دنيا نرفت تا به بدتر عذابى هلاك شد . شخصى گفت : من در آنجا حاضر شدهام و مرا هيچ بلايى پيش نيامد . اتفاقا او در جايى نشسته بود كه بر بالاى سر آن چراغ بود ؛ فى الحال شعلهء از چراغ بر آن ملعون افتاد و در جامهء او گرفت ؛ هر چند آب آوردند و بر او ريختند آن شعله در افزونى بود و اشتعال مىنمود ، گوئيا آب روغن بود . آن مرد برخاست و خود را در فرات انداخت ؛ آن شعله زيادت شد تا او را بسوزانيد و به آتش جاويد رسانيد .
وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص١٧٢