روايت كردهاند كه ، سليمان بن صرد كه يكى از اكابر امراى كوفه بود از آن جمله بود كه كتابت به حضرت امام حسين عليه السّلام نوشته بود و بيعت كرده و آن حضرت را به كوفه دعوت كرده بود و چون آن حضرت به كوفه متوجه شده نصرت نكرده بعد از آنكه آن حضرت شهيد شد و آن مصايب بر اهل بيت آن حضرت بگذشت از آن حال پشيمان گشت و شبها در خانهء خود مىگريست و جماعتى ديگر از كوفيان هم پشيمان شدند شبها مىآمدند و ذكر مقتل آن حضرت و آنچه بر بدن مبارك و اهل بيت آن حضرت گذشته بود مىنمودند و گريههاى بسيار مىكردند تا از اين جمله بيست هزار مردم جمع شدند و گفتند : ما توبه مىكنيم از اين گناه . سليمان بن صرد گفت : توبهء ما آن است كه برخيزيم و اتفاق كنيم و به جنگ اهل شام رويم و خون امام حسين از ايشان بخواهيم . بدين وجه اتفاق كردند و بيعت نمودند و ايشان را توّابين « 1 » لقب شد و يراق كردند و از كوفه بيرون آمدند .
اوّل ايشان متوجه زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام شدند و چون به صحراى كربلا رسيدند چند « 2 » فرسخ سرها تمام برهنه كردند ، نوحه و فرياد و زارى برداشتند و جامهها پاره كردند و جمله نوحهها سرودند وا حسيناه ، وا حسيناه در گرفتند و چون بر سر قبر مبارك آن حضرت حاضر شدند گريهها كردند « و نوحهها سرودند » « 3 » و خاك بر سر كردند گفتند جمله : اى پسر رسول خدا ! اى بهترين خلايق ! اى وصىّ على مرتضى ! اى شهيد غريب ! اى حزين كئيب ! اى لب تشنهء آب فرات ! اى آغشته در خاك و خون ! وقت حيات ، ما در نصرت تو تقصير كرديم و در بيعت تو غدر نموديم و تو را به دشمنان كافر بىرحم بازگذاشتيم و علم در نصرت تو بر نيفراشتيم . اكنون از آن گناه بزرگ پشيمان شده و اميد داريم كه ما را پيش جدّ خود شفاعت فرمائى و از گناه و خطاى ما درگذرى . بدين موجب سه شبانه روز متصل گريه و فرياد كردند تا جويها از سيل اشك ايشان روان شد . بعد از آن ساز جنگ كردند و متوجه شام شدند
هامش
( 1 ) . در اصل : توّابان .
( 2 ) . در اصل : جنگ .
( 3 ) . در « غ » نيامده .