است . او برجست و شمشير زهرآلود بر فرق مبارك آن حضرت زد كه دستش خشك باد و سوخته مرّة بعد اخرى .
و بر جاى ، زخمى واقع شد كه روز خندق عمرو بن عبد ود زده بود . ابن ملجم ملعون چون بزد بگريخت و آن حضرت بيفتاد ؛ پس برخاست و دست بر ستون گرفت و گفت فائز شدم ، سوگند به خداى تعالى ؛ « 1 » و آن حضرت را نقل كردند به خانه ؛ و ابن ملجم را بگرفتند و دو كس ديگر كه همراه او بودند ايشان را هم گرفتند .
آن حضرت امام حسن و امام حسين و محمّد حنفيّه را بطلبيد و ايشان را وصيتهاى طويل فرمود كه در كتب مسطور است و فرمود : طلب دنيا مكنيد و اگر چه دنيا شما را طلب كند ؛ و همانا اشارت به امير المؤمنين حسن فرمود كه خلافت بكند ؛ ديگر هر باب وصيتها فرمود و در آخر فرمود كه اگر من زنده مانم خود مىدانم كه با ابن ملجم چه كنم و اگر بميرم او را به يك ضربه قصاص كنيد « 2 » و او را پاره پاره مكنيد و عذاب مفرماييد در كشتن كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « بپرهيز از پاره پاره كردن و اگر چه با سگ ديوانه گزنده باشد » . بعد از آن لا إله الّا اللّه مىگفت تا وفات فرمود .
و ولادت آن حضرت در مكّه بود و اندرون حرم ؛ چنانچه مذكور شد در شب جمعه سيزدهم شهر رجب ، بعد از سال فيل به سى سال ؛ و وفات آن حضرت شب جمعه بيست و يكم رمضان سنه اربعين بود از هجرت .
آدم الاولياء « 3 »
و خاتم الاوصياء و صاحب اللّواء يوم الدين
هامش
( 1 ) . نوع روايات مربوط به شهادت امير مؤمنان همانگونه است كه در متن آمده ؛ اما روايات شهادت در محراب نيز نقل شده ، از جمله ابن ابى الدنيا ( م 281 ) در كتاب مقتل امير المؤمنين عليه السّلام آورده است كه آن حضرت در نماز بوده و يازده آيه از سورهء انبياء خوانده بود كه ابن ملجم آن حضرت را ضربت زد ؛ نك :
مجلهء تراثنا ، ش 12 ص 90 . در ص 96 آمده است كه وقتى ابن ملجم على را ضربت زد على فرمود فزت و ربّ الكعبة .
( 2 ) . دربارهء اين خبر و متن وصيت نامهء آن حضرت نك : مقتل امير المؤمنين ، ابن ابى الدنيا ، تراثنا ، ش 12 صص 97 - 105 .
( 3 ) . ابن عربى در « مناقب » تعبير « آدم اهل البيت » را دربارهء امام سجاد به كار مىبرد ( شرح مناقب محيى