و او را بياوردند بدان صفت كه آن حضرت فرموده بود ، و من او را ديدم بدان وصف و شكل . « 1 »
روايت كردهاند كه چون حضرت امير المؤمنين از نهروان با خوارج جنگ كرد و تمامى ايشان را بشكست و بكشت الّا نه نفر كه بيرون رفتند . اين حديث را روايت كرد و فرمود : هرگز با من دروغ نگفتهاند ؛ در ميان كشتگان طلب كنيد . چون طلب كردند مردى را يافتند كه از يك دست او تا سر بازوى ، همچو پستان زنى بيرون آمده بود . آن حضرت تكبير فرموده بود ، ظاهر شد ؛ و اين از مناقب آن حضرت است .
الشّهيد بسيف ابن ملجم الفاجر اللّعين
آن حضرت شهيد شد به شمشير پسر ملجم لعين « مردود عليه لعنة اللّه » . « 2 »
و اين اشارت است به شهادت آن حضرت . روايت كردهاند كه ابن ملجم « عليه اللعنة و العذاب » « 3 » يكى از خوارج بود و بعد از واقعهء نهروان « كه خوارج » « 4 » كشته شدند او در مكّه با دو خارجى ديگر « عليهم و على جميع الخوارج لعنة اللّه » « 5 » حاضر شدند و با يكديگر گفتند كه تمام عالم در دست ظالمان است . بياييد تا اتفاق كنيم و هر يكى از ما يكى از آن اميران را بكشيم ؛ يكى گفت : من امير شام را بكشم ؛ و يكى گفت : من امير مصر را بكشم و يكى گفت : من امير كوفه را بكشم و اين ابن ملجم « عليه اللعنة » « 6 » آن بود كه قبول كرد كه امير المؤمنين را « عليه الصلاة و السّلام » « 7 » كه امير كوفه بود در آن وقت بكشد و اتّفاق كردند در شب هفدهم ماه رمضان اين كار بكنند متفرق شدند .
و ابن ملجم « عليه غضب اللّه » « 8 » به كوفه آمد و عاشق زنى شد از خوارج كه او را
هامش
( 1 ) . نك : مسند احمد ، ج 3 ص 15 ؛ البداية و النهايه ، ج 7 ص 298 ؛ حلية الاولياء ، ج 2 ص 317 ، ج 3 ص 227 ؛ الغدير ، ج 7 صص 216 - 217 .
( 2 ) . در « غ » نيامده .
( 3 ) . در « غ » نيامده .
( 4 ) . در « غ » نيامده .
( 5 ) . در « غ » نيامده .
( 6 ) . در « غ » نيامده .
( 7 ) . در « غ » نيامده .
( 8 ) . در « غ » نيامده .