آله نگاه با ما كرد . گفت : يا انس ، من ترا خبر دهم يا تو مرا خبر دهى ؟ گفتم :
مادر و پدر من فداى تو باد ، سخن از لفظ تو نيكوتر . رسول قصه بازگفت ، گويى كه با ما بوده بود . پس گفت : يا انس ، گواه باش : على را برين حال كه ديدى .
انس گفت : على از من گواهى خواست و او بر منبر كوفه بود . من مداهنه كردم على گفت : اگر بعد از وصيت رسول مداهنه ميكنى و گواهى بازمىگيرى خداى تعالى پيسى بر تن تو و آتشى مسلط كناد ، و تو را كور گرداناد . در حال كور شد و پيس و در اندرون وى ؛ آتشى پديد آمد كه از آن حرارت هرگز بعد از آن روزه نمىتوانست داشتن . و ايشان گويند به عوض روزه هر يك مسكين را طعام مىداد و بعد از آن توبه كرد ، و سيصد خصايل امير المؤمنين عليه السلام روايت كرد و اين يكى از آن سيصد است و اين معجزه مثل معجزهء سليمان داود است عليهم السلام چنان كه باد بساط سليمان مىداشت بامداد بصره بودى و شام در اصطرخ يا بامداد در اصطرخ و شام در بلخ .
معجزه ديگر : طبرسى روايت كند از ابو جعفر بن محمد بن الحسين بن جعفر الشوهانى ، در خانه او به مشهد رضا عليه السلام به اسناد از شيوخ خود ، از ابن عباس رضى اللّه عنهما : ابن عباس گويد ابو صمصام العبسى پيش رسول صلى اللّه عليه و آله آمد . ناقه بر در مسجد بخوابانيد در مسجد آمد ، سلام كرد و تحيت نيكو گفت . پس گفت كدام است از شما اين گمراه كه دعوى مىكند كه نبى است ؟
گفت : سلمان فارسى برجست ، گفت : اى اعرابى ، نمىبينى صاحب الوجه القمر خداوند روى چون ماه ، پيشانى روشن ، صاحب الحوض و الشفاعة و قرآن و قبله و تاج و هراوه و جمعه و جماعت و تواضع ، و سر كينه و سؤال كردن ازو و جواب دادن ، صاحب شمشير و قضيب و تكبير و تهليل و اقسام و قضيه و احكام حنفيه و نور و شرف و علو و رفعت و سخا و شجاعت و به خدمت و نمازهاى فرض و زكات و صوم و حج و احرام و زمزم و مقام و مشعر الحرام و يوم مشهود و مقام محمود و حوض
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 477
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٤٧٧