گفت : نمىدانم .
گفت : چرا دل چون دانهء صنوبر كرد ؟
گفت : نمىدانم .
گفت : چرا شش به دو پاره است ، و حركت وى در موضع خود باشد ؟
گفت : نمىدانم .
گفت : چرا جگر را حدب كرد ، يعنى پشت برآمده ؟
گفت : نمىدانم .
گفت : چرا كردها را چون دانه لوبيا كرد ؟
گفت : نمىدانم .
گفت : چرا پيچيده زنوها از پس است ؟
گفت : نمىدانم .
گفت : چرا ميان قدمها باريك است ؟
گفت : نمىدانم .
الجواب :
صادق عليه السلام گفت : من مىدانم .
هندو گفت : مرا خبر ده ازين معنى .
صادق گفت : جاى اشك در سر از بهر آن نهادند كه مجوف است ، اگر در آن فصل نباشد زودتر شكسته شود ، و چون در ميان وى فصلى و جدايى باشد آن ديرتر بشكند ؛ و موى [ گ 193 ] از بالاى آن بنهاد تا بواسطه موى روغن به دماغ مىرسد ، و بخار از دماغ از مشام آن موىها بيرون مىآيد و دفع گرما و سرما مىكند كه از بيرون به دو رسد ؛ و پيشانى را از موى خالى كرد از بهر آنكه منصب نور است ، از دماغ ، نور بدينجا مىرسد ، و از آنجا به چشم ؛ و خطوطى چند در پيشانى بنهاد تا عرق كه از سر فرو مىآيد در آنجا بايستد و در