تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
گفت : ماهى مرده است و مىخورند ، گفت : گشتن [ گ 191 ] ماهى آنست كه او را از آب زنده بيرون آرند و رها كنند تا بميرد ، و نيز او را و ملخ را خون نيست تا در تن ايشان مرده شود ، و از آن رنج‌ها خيزد ، از اين سبب حلال است . گفت : چرا زنا حرام كرد ؟ گفت : از بهر آنكه در آن فساد مواريث است ، و انقطاع نسل ، و زن نداند كه از كه آبستن است و فرزند نداند كه پدر و خويش و قرابت وى كيست . گفت لواط چرا حرام كرد ؟ گفت : از بهر آنكه اگر لواطه حلال بودى مردان را بدان مشغول شدندى از لذت و شهوت . گفت : چرا مباشرت بهائم حرام كرد ؟ گفت : از بهر آنكه مرد آب خود ضايع كرده باشد ، و غير شكل آدمى بوجود آيد ؛ و اگر مباح كردى اكثر خلق بدان قناعت كردندى كه درازگوشى بازداشتندى و بدان شهوت مىراندندى نسل منقطع شدى ؛ و خداى عز و جل زنان را از بهر مردم آفريد تا مونس ايشان باشد ، و موضع شهوت و مادر فرزندان ايشان . گفت : چون مجامعت بر زن حلال است چرا غسل واجب مىشود . صادق عليه السلام گفت : جنابت بمنزلت حيض است ، از بهر آنكه نطفهء آدمى خونى است تمام ناشده ، و جماع نبود الا به حركتى و شهوتى سخت غالب ، چون فارغ شد شخص در خود رايحهء ناخوش يابد ؛ غسل واجب كرد تا بوى ناخوش ازو برود . زنديق گفت : اى حكيم ، چه گويى اگر كسى گويد اين تدبير كواكب هفت‌گانه است نه تدبير صانع . صادق گفت : او را دليل بايد .