تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
گفت : از بهر آنكه خاك او از روى زمين برگرفتند . گفت : حوا را چرا حوا مىخوانند ؟ گفت : از بهر آنكه او را از پهلوى زنده بيافريد ، يعنى از پهلوى آدم عليه السلام . گفت : از بهر چه ابليس را ابليس مىخوانند ؟ گفت : از بهر آنكه نوميد شد از رحمت خداى عز و جل ، كه هرگز اميد ندارد كه به رحمت خداى رسد . گفت : جن را چرا جن مىخوانند ؟ گفت : زيرا كه از چشم مردم پوشيده‌اند ، ايشان را نبينند . گفت : خبر ده مرا [ گ 180 ] از اول چيزى كه دعوى كرد . گفت : آن دعوى ابليس كرد كه گفت : « انا خير منه » من از آدم بهترم . گفت : خبر ده مرا از قومى كه گواهى حق دادند . گفت : ايشان منافقان كه نزد رسول آمدند ، گفتند : « اشهد انك لرسول اللّه و اللّه يعلم انك لرسوله و اللّه يشهد ان المنافقين لكاذبون » . گفت : خبر ده مرا از مرغى كه يك بار بپريد كه پيش از آن نپريده بود و بعد از آن نپرد ، و خداى آن را در قرآن ياد كرده است ؟ گفت : طور سينا كه خداى تعالى آن را بپرانيد تا سايه بر بنى اسرائيل به پرها به الوان عذاب ، تا تورية قبول كردند ؛ چنان كه خداى تعالى مىگويد :
« وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ »
گفت خبر ده مرا از رسولى كه نه از جن بود و نه از انس و نه از ملائكه ، گفت كلاغ كه خداى تعالى بفرستاد تا قابيل را بنمود كه هابيل را دفن كند ، چنان كه گفت :
« فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ »
گفت : خبر ده مرا از آنكه انذار قوم خود كرد كه او نه از انس بود . گفت : مور ، چون گفت :
« يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »