تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠

باب چهل و نهم در ذكر معجزات باقر عليه السلام اول ، در مرده زنده كردن

رويت كرده‌اند از مفضل بن عمر ، گفت : ابو جعفر محمد بن على الباقر عليهم السلام از مكه به مدينه رفت ، به جماعتى رسيد . در راه شخصى را ديد كه درازگوش گوش وى به سقط شده بود و رخت‌ها آنجا افتاده ، و مىگريست . چون باقر را صلوات اللّه و سلامه عليه ديد ، گفت : يا بن رسول اللّه ، درازگوشم درين موضع كه مىبينى هلاك شد ، رخت‌ها بر زمين بماند ، بر نمىتوانم گرفت . باقر عليه السلام دعا كرد در حال درازگوش گوش زنده شد . و از شيخ خود ابو جعفر محمد بن ابى الحسين السوهانى شنيدم در خانه وى به مشهد رضا صلوات اللّه عليه ، گفت : مردى از اهل شام بسيار نزد باقر عليه السلام رفتى ، روزى گفت : و اللّه ، كه ملازمت تو نه از بهر آن مىكنم كه ترا دوست مىدارم ، بلكه از بهر مصاحبت تو پيش تو مىنشينم . باقر عليه السلام تبسمى كرد ، و هيچ نگفت . بعد از آن چند روز او را نديد ، پرسيد از حال شامى ، گفتند : رنجور است . ايشان درين سخن بودند مردى درآمد ، گفت : يا بن رسول اللّه ، آن جوان شامى كه از سر اوقات پيش تو مىنشست وفات يافت ، وصيت كرده است كه تو نماز بر وى كنى .