تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣

باب چهل و سوم در ذكر معجزات حسن بن على عليهما السلام و على جده و امه [ 122 ]

روايت كند جابر بن جعفر الجعفى ، از ابو جعفر محمد بن على الباقر عليهما السلام ، گفت : جماعتى نزد حسن بن على آمدند ، گفتند : از عجايب آيات چيزى بما نماى ، چنان كه پدر تو بما مىنمود . گفت : شما بدان ايمان نداريد ؟ گفتند : بلى ، ما بدان ايمان داريم . حسن على « 1 » عليهما السلام دعا كرد مرده‌اى زنده گردانيد به فرمان خداى عز و جل . جمله گفتند : گواهى دهيم كه تو پسر امير المؤمنينى به حق ، و او مثل اين معجزات بسيار بما نموده است . جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كند از رسول ( ص ) ، گفت : حدثوا عن بنى اسرائيل و لا حرج يعنى حكايت بنى اسرائيل واگوييد كه بزه نيست ، و در ميان ايشان عجايب بسيار بوده است . پس رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : طايفه‌اى از بنى اسرائيل به گورستانى از آن ايشان رفتند ، گفتند : اگر نماز كنيم و دعا گوئيم تا خداى عز و جل يكى زنده كند ازين مردگان تا حال موت با ما بازگويد . پس ايشان نماز كردند و دعا مىكردند . شخصى سر از گور برآورد اثر سجود از پيشانى وى ظاهر بود ، گفت : اى قوم ، چه مىخواهى از من سالى است كه من از دنيا رفتم ، هنوز
هامش
( 1 ) حسن بن على