تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
فاطمه و حسن و حسين جمع شدند نزد رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم على نظر تيز به فاطمه مىكرد و تعجب مىنمود و مىگفت من از خانه بيرون رفتم ، هيچ طعام در خانه نبود ، اين از كجا آمد ؟ پس على به فاطمه گفت : اى دختر رسول اين از كجا آمد و از كجا آوردى ؟ قالت هو من عند اللّه . اين از نزد خداست .
إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ .
خدا روزى دهد هر كه را خواهد بىتوقف . رسول صلى اللّه عليه و آله بخنديد و گفت : حمد و ثنا خداى را كه اهل من مانند زكريا و مريم بيافريد كه زكريا به مريم گفت : انى لك هذا ؟ از كجا آوردى اين ؟ بگفت : هو من عند اللّه ، آن از نزد خداست ،
إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ .
پس ايشان آن طعام مىخوردند سائلى بيامد گفت : « السلام عليكم يا اهل البيت ، اطعمونى مما تأكلون » . سلام بر شما باد اى اهل بيت مرا طعامى دهيد از آنچه مىخوريد . رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم گفت : اخسأ ، سه بار اين كلمه بگفت . على گفت : مرا فرمودى كه سايل را بازنگردانم ، كيست كه تو او را اخسأ مىگوئى ؟ اخسأ كلمه ايست كه به سگ گويند چون بانگ دارد . يعنى خاموش باش . آنگه رسول گفت : يا على ، اين ابليس است بدانست كه اين طعام بهشت است تشبه به سايل كرد تا تو طعام به دو دهى . پس رسول صلى اللّه عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام بخوردند تا سير شدند . آنگه كاسه برداشتند و طعام بهشت در دنيا بخوردند . جابر بن عبد اللّه انصارى گويد ، گفت رسول ( ص ) چند روز طعام نخورده بود و آن برو سخت شد ، در خانه‌هاى زنان بگرديد هيچ نيافت ، به خانه فاطمه شد صلوات اللّه عليها گفت : اى دختر ، نزد تو هيچ هست كه بخورم كه گرسنه‌ام ؟ گفت نه و اللّه .