« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ »
يعنى هرگز هيچ نبى نبود كه تمناى مفارقت كند از آنچه از منافقان قوم خود مىبيند و از ميان ايشان انتقال كند به دار البقاء ؛ القى ، در اندازد آنكه عدوى ايشان است ، چون او وفات يابد در آن كتاب كه به دو فرستادند ذم آن نبى و قدح و طعن در وى زنند و قول خداى تعالى نسخ كنند يعنى از دلهاى مؤمنان كه ايشان آن را قبول نكنند اما دلهاى منافقان و جاهلان آن را قبول كنند ، و يحكم اللّه آياته ، يعنى انبياء و اولياء را نگه دارند از كفر و ضلالت و تبه شدن اهل كفر و طغيان ، آنها كه خداى تعالى راضى شد كه ايشان را با بهائم راست كند ، تا گفت ؛ بل هم اضل ، ايشان از چهارپايان گمراهترند . نگهدار اين چه به تو گفتم و بدان عمل كن ، بدان كه آنچه ترا مىبايد پرسيد آنچه ترك كردى بيش از آن است كه پرسيدى ، و من ترا اندكى از تأويل و تفسير آن گفتم از بهر آنكه جاهلان علم اندكاند و رغبت و ميل مردم به علم كم است و كم ازين كه من به تو گفتم خداوندان عقل و تميز را كفايت است .
سائل گفت : مرا اين بس يا مولايى ، كه شك من برداشتى و مرا از شرك و تاريكى كفر و كذب بيرون آوردى ، خداى تعالى ترا جزاى خير دهاد كه او بر جمله چيزها قادر است ، و صلوات اول و آخر بر انوار هدايت و اعلام بريت و محمد و خاندان او آيات و ارباب بلاغت باد ، در آناء الليل و اطراف النهار .