تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
اى قوم ، از رسول صلى اللّه عليه و آله شنيدم كه گفت : دو چيز در ميان شما رها كردم ، اگر دست در آن زنيد گمره نشويد : كتاب خدا و عترت من ، تا آخر حديث . چون با مدينه آمد عثمان كس فرستاد او را بخواند ، گفت : چه چيز ترا بر آن داشت كه در موسم برخاستى و اين سخن گفتى ؟ گفت : رسول صلى اللّه عليه و آله مرا چنين فرمود . گفت : كه گواهى ميدهد ؟ امير المؤمنين عليه السلام و مقداد گواهى دادند و بازگرديدند ؛ هر سه مىرفتند . عثمان گفت : اين ، يعنى : صاحباه ، يعنى ابو ذر و مقداد ، مىپندارند كه در كارىاند . روايت كرده‌اند كه روزى از ايام ، عثمان به امير المؤمنين گفت : تو از من بازپس ايستاده‌اى و اگر تو از من بازپس ايستى يعنى يارى من ندهى ، از آنكه بهتر از من و تو بودند ، هم بازپس ايستادى و يارى ايشان ندادى . امير المؤمنين عليه السلام گفت : آن كيست كه به از من است ؟ عثمان گفت : ابو بكر و عمر . على گفت : دروغ گفتى من از ايشان بهترم ، خداى تعالى را پيش از ايشان پرستيدم ، و بعد از شما . سليم بن قيس روايت كند از سلمان و مقداد ، و گويد بعد از آن از ابو ذر شنيدم و بعد از ابو ذر از امير المؤمنين عليه السلام شنيدم . گفتند : شخصى با امير المؤمنين مفاخرت مىكرد . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : فخر آور بر عرب كه تو گرامىتر [ ى ] و حلم تو بزرگتر ، و علم تو بيشتر ، و اسلام تو سابق‌تر ، و تو از ايشان مستغنىتر [ ى ] به نفس و مال ، و تو قادرى بر كتاب خداى را ، و عالم‌تر به سبب من و شجاع‌تر به نزد ملاقات دشمن خود ، تو پيش‌تر و تو زاهدتر بر دنيا ، و اجتهاد تو و عبادت تو بيشتر ، خلقت نيكوتر ، زبانت راست‌گوىتر ، به خدا و رسول دوست‌تر از ايشان ، و بعد از من سى سال ترا عمر خواهد بود . عبادت خداى تعالى كنى و
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 556 | محمد بن حسين رازي