تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
خبر ده مرا از آنچه در دست تو است از قرآن و تأويل علم حلال و حرام تا به كه خواهى داد و بعد از تو صاحب آن كيست ؟ گفت : آنكه رسول صلى اللّه عليه و آله مرا فرمود كه به دو دهم وصى من است و اولىتر مردم بديشان ، پسر من حسن ، و پس حسن [ 87 ] به حسين دهد ، يكى به يكى مىدهد از فرزندان حسين تا به آخر رسد ، و آخر ايشان با رسول رسند بر كنار حوض ، ايشان با قرآن باشند و قرآن با ايشان ، از هم جدا نشوند . بدان كه معاويه و پسرش به ملك رسند بعد از عثمان ، و بعد از ايشان هفت از ولد حكم بن العاص ملك شوند يكى بعد از يكى به كلمه دوازده امام ضالت ، و اين آن قوم‌اند كه رسول صلى اللّه عليه و آله به خواب ديد بر منبر وى كه امت را باز بداد برند ، ده از بنى اميه باشند و دو . . ؟ از بهر آنكه ايشان اساس آن نهادند ، و ايشان را مثل گناه جملهء امت باشد تا روز قيامت . و در روايتى ديگر ابو ذر غفارى گويد : چون رسول صلى اللّه عليه و آله از دار الفناء رحلت كرد به دار البقاء ، امير المؤمنين عليه السلام جمع قرآن كرد و نزد مهاجر و انصار آورد و بر ايشان عرض كرد چنان كه رسول او را وصيت كرده بود چون ابو بكر مصحف را باز كرد در صحيفهء اول فضايح قوم ديد . عمر برخاست . گفت : يا على ، اين به خانه بر ، كه ما محتاج اين نيستيم . امير المؤمنين عليه السلام مصحف برگرفت و تا خانه رفت . پس ايشان زيد ثابت را حاضر كردند . عمر گفت : على مصحف آورد و فضايحى چند از آن مهاجر و انصار در آنجا ، ما مىخواهيم كه جمع قرآن كنيم و آن فضايح ازش بيندازيم و هتك حرمت مهاجر و انصار نكنيم . زيد اجابت كرد و مشغول شد به جمع قرآن . پس بديشان گفت : اگر من فارغ شوم از جمع قرآن چنان كه شما فرموديد و على جامع بيرون آورد كه او جمع كرده است آن ما باطل شود ، و رنج ما ضايع گردد .
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 554 | محمد بن حسين رازي