تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
شما را موضعى داد در ملكوت ، تسبيح و تقديس و تكبير مىكرديد بعد از آن ملائكه بيافريد و نورهايى چند كه مىخواست و ما بر شما گذر مىكرديم شما تسبيح و و تهليل و تقديس مىكرديد ما نيز تسبيح و تقديس و تمجيد و تهليل و تكبير مىكرديم به تسبيح و تمجيد و تهليل و تقديس و تكبير شما ، هر چه از خداى تعالى فرو مىآمد آن به شما مىآمد ، و آنچه نزد خداى تعالى مىبردند از آن شما مىبردند ، از بهر چه شما را نشناسيم . پس مرا به آسمان دوم بردند ملائكه آسمان دوم مثل آن گفتند كه ملائكهء آسمان اول گفتند . گفتم : اى ملائكهء خداى ، شما مرا به حق معرفت مىشناسيد ؟ گفتند : چگونه شما را نشناسيم و شما برگزيدگان خداييد از خلق و خازنان علم او و عروهء وثقى [ و ] حجت بزرگ و شما جانب او ، جانب و اصل جملهء علوم ، سلام ما به على برسان . پس مرا به آسمان سوم بردند ، و ملائكه آسمان سوم همان گفتند كه ملائكه ديگر گفتند . گفتم : اى ملائكه خداى ، مرا مىشناسيد به حق المعرفة ؟ گفتند : چرا شما را نشناسيم و شما باب مقاميد و حجب حصام و على دابة الارض و قاضى قضا و قسيم بهشت و دوزخ فردا و كشتى نجات ، هر كه در آنجا نشيند نجات يابد و هر كه از آن بازپس ايستد در دوزخ باشد در آنجا ترددى مىكنند دعايم نجوم اقطار و عمودهاى خيمه‌ها سجاف يعنى سترهاى قائم ، بنه استاد الا بر كوى اهل انوار سماء ، چگونه شما را نشناسيم . سلام ما به على برسان [ گ 67 ] بعد از آن مرا به آسمان چهارم بردند . ايشان نيز مثل ملائكه ديگر سخن گفتند . ايشان را گفتم : اى ملائكه رب العزة ، شما به حق المعرفة ما را مىشناسيد ؟ گفتند : چگونه شما را نشناسيم شما درخت نبوتيد و خانهء رحمت و معدن رسالت و مختلف ملائكه ، جبرئيل وحى بشما آورد از آسمان . سلام ما به على برسان .