تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦

[ گ 65 ] باب سى و هشتم در بعضى از فضايل امير المؤمنين على صلوات اللّه و سلامه عليه ، و اكثر اين فضايل همه معجزه است

بدان كه هر معجزه فضيلتى بود اما نه هر مناقبى معجزه باشد ، و پيش ازين ياد كرديم كه هارون الرشيد سؤال كرد از جماعتى علما كى هر يك چند روايت مىكند از فضايل امير المؤمنين عليه السلام ، هر كسى چيزى مىگفتند . از ابو يوسف پرسيد گفت من سى هزار روايت مىكنم ، پانزده هزار مسند و پانزده هزار مرسل ، و از واقدى پرسيد كه تو چند روايت مىكنى ؟ گفت چندان‌كه قاضى ابو يوسف . و روايت كرده‌اند از ابن عباس رضى اللّه عنه كه نزد او گفتند فلان شخص مىگويد ، من سه هزار حديث در فضايل على روايت مىكنم . ابن عباس گفت : مناقب امير المؤمنين سى هزار بيش است ، بعضى آنجا ياد كنيم . گفتم : اگر چه آنچه از پيش ياد كرديم از معجزات ، مناقب است و زيادت . روايت كند ابو الحسن القمى ، از ابو محمد بن عبد اللّه الكوفى ، و او معروف است به اطروش ، از محمد بن اسماعيل الاخمشى السراج ، از وكيع بن الحراج ، از سليمان بن اعمش از مرزوق عجلى ، از ابو ذر غفارى . گفت : پيش رسول صلى اللّه عليه و آله نشسته بودم روزى در خانه ام سلمه رضى اللّه عنها . رسول با من سخن مىگفت و من گوش به آن كرده بودم . امير المؤمنين صلوات اللّه و سلامه عليه نظر بر وى افتاد . رويش افروخته شد از نور شادى به برادر