تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
و ابن عم . پس او را در بر گرفت و بوسه به ميان ابروى او داد . پس نظر با من كرد و گفت : يا ابا ذر مىشناسى اين را كه پيش ما آمد به حق المعرفة ؟ گفتم : يا رسول اللّه ، اين برادر و ابن عم تست و شوهر فاطمه بتول و پدر حسن و حسين سيدان و جوانان اهل بهشت صلوات اللّه و سلامه عليهما . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : اين امام از هر ، و رمح اللّه اطول است و باب اللّه اكبر ، هر كه خداى را مىخواهد به درش اندرون بايد آمدن . يعنى به محبت و معرفت وى به خداى تعالى توان رسيد ؛ اى ابو ذر ، اين قائم است به عدل و بازدارندهء از حريم خدا و ناصر دين و حجت خداى بر خلق بارى تعالى حجت گرفت بر خلق و جملهء امم كه در ميان ايشان نبى بوده است به على بن ابى طالب عليه السلام ؛ يا با ذر ، خداى تعالى بر هر ركنى از اركان عرش هفتاد هزار فرشته موكل كرده است و ايشان را هيچ تسبيح و عبادت نباشد الا آنكه دعا بر على مىكنند و لعنت بر دشمنان وى ؛ يا ابا ذر ، اگر على نبودى حق از باطل و مؤمن از كافر پيدا نشدى و خداى نپرستيدندى ! زيرا كه او بر گردن مشركان مىزد تا اسلام آوردند و عبادت وى كردند ، و اگر نه او بودى ثواب نبودى و نه عقاب و نه خلق را ستر حجاب بودى و على ستر و حجاب است . پس فرو خواند ، الآية :
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ »
؛ يا ابا ذر ، اللّه تعالى متفرد است به ملك و يگانگى او در تنهايى و تنهايى او در يگانگى ، خود را به بندگان خاص شناسانيد و بهشت برايشان مباح كرد . هر كه خواست كه بر راه راست رود ولايت على معلوم وى كرد ، و هر كه معرفت