تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
برو غلبه كرده است . و اين حديث به چند طريق در مواضع از صحيح ياد كرده است مثل باب مغازى و در كتاب اعتصام و در باب طب و در باب جهاد و باب جزيه به چند طريق آورده است . و مسلم در كتاب قضايا از صحيح به طريق بسيار آورده است ، و سجستانى از سعيد بن منصور روايت كند از سفيان . اما آنچه گويند كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت عمر راست‌گوتر از همهء امت من است گوييم جملهء امت متفق‌اند كه عمر نگذاشت كه دوات آرند تا رسول صلى اللّه عليه و آله خط نويسد و گفت رنج برو غلبه كرده است بيهوده مىگويد . و بخارى در موضع مىگويد : « استفهموه اهجر » يعنى بازپرسى تا بدانى كه بيهوده مىگويد يا نه ! ما را كتاب خدا بس است ! [ قرآن ] صادق‌تر امت باشد ، و كتاب كفايت است . چنان كه او گفت رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، را اين معنى معلوم نبود [ ه ] باشد . [ اگر معلومش ] بودى طلب دوات نكردى تا چيزى نويسد كه نزد عمر اين آن بىفايده است . لا جرم گفت بيهوده مىگويد . . . هر كه گويد كه رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، بيهوده ميگويد دروغ زن باشد چون درست كه رسول گفته است . . . . . . آنچه گفته است كه رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، گفته است كه عمر هيچ رأيى نه انديشيد الا كه خداى تعالى [ گ 672 ر ] قرآن فرستاد و به تصديق قول او درين موضع خلاف آن است كه ايشان دعوى كنند ، زيرا كه عمر گفت : بيهوده مىگويد ، و خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
و هر چه وحى بود نزد اهل ايمان بيهوده نباشد . و عمر گفت : كتاب خدا كفايت است به چيزى ديگر حاجت نيست . و قول رسول صلى اللّه عليه و آله نشنودند و بدان التفات نكردند . و خداى تعالى فرمود :
« ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا »