رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : صواب گفتى . و گويد رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، گفت :
اگر علم عمر در كفهاى نهند و علم جملهء امت در كفهاى ، علم عمر بجسبد . و از امثال اين موضوعات بسيار روايت كرده است .
بخارى در جزو دوازدهم از صحيح روايت كند از سعيد بن جبير ، از ابن عباس كه او گفت : روز پنجشنبه رنج بر رسول صلى اللّه عليه و آله سخت شد ، گفت : دوات بياريد تا از بهر شما چيزى نويسم كه بعد از آن گمراه نشويد .
منازعت كردند ، و نزد نبى منازعت نشايد كرد . گفتند : هجر مىگويد ، يعنى بيهوده .
رسول گفت : رها كنيد مرا كه آنچه من در آنم بهتر از آنست كه شما مرا بدان مىخوانيد ، تا آخر حديث .
و در جزو سيزدهم حديث طلب دوات و كتاب نوشتن به طريقى ديگر ياد كرد تا آنجا كه گفتند هجر مىگويد ، يعنى بيهوده .
و در جزو اول روايت كند از عبيد اللّه بن عبد اللّه عباس كه ابن عباس گفت : چون رنج بر رسول صلى اللّه عليه و آله سخت شد ، گفت : كاغذ بياريد تا از بهر شما چيزى نويسم كه بعد از آن گمره نشوى . عمر گفت : رنجورى بر وى غلبه كرده است ، و نزد ما قرآن است ، ما را بس است . خلاف كردند و آواز بلند بر داشتند . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت برخيزيد و روا نباشد كه نزد من خلاف و خصومت كنند . ابن عباس بيرون آمد ، گفت : مصيبت اين مصيبت است كه نمىگذارند كه رسول صلى اللّه عليه و آله چيزى نويسد .
و در كتاب اعتصام روايت مىكند از ابو الزناد ، از اعرج ، از ابو هريره كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : رها كنيد مرا ، چون من شما را رها كردم كه هلاك ايشان كه پيش از شما بودند از آن بود كه سؤال از انبياء مىكردند و با ايشان خلاف مىكردند . چون شما را از چيزى نهى كنم از آن بپرهيزيد ، و چون شما را امر كنم به چيزى آن را بكنيد تا مىتوانيد . و درين موضع دگر به طريقى ياد كرد كه منع رسول صلى اللّه عليه و آله كردند از نوشتن خط . و عمر گفت رنجورى
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 394
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٣٩٤