يا رسول اللّه شجاع دلير كدام باشد ؟ گفت : آنكه سنت من نزد او باشد از علماء و تمثل بدان كرده باشد [ گ 669 ر ] و نو آورده شناسد ، به سنت من دفع بدعت كند . و امت من احاديثى چند وضع كنند كه آنها نقض احاديث و تغيير سنت كنند ، هر كه تبع ايشان شود هلاك گردد . و هر كه « 1 » به سنت خلاف ايشان كند رستگار بود .
از محدثات پرهيز كنيد كه همهء محدث بدعت باشد . و هر كه بدعت بنهد از قول يا فعل كه آن نه از سنت من باشد كه من نهادهام آن ضلالت باشد ، و اهل ضلالت در دوزخ باشند .
و ابو موسى گويد اين حديثى نيكوست ابو عبد الرحمن به خط خود در تصنيف خود نوشته است . عجب كارى است ! آنجا گفت كه بانگ بدعت است و عثمان نهاد و چون اهل شهرى يا دهى ترك آن كنند با ايشان حرب بايد كرد ، و اينجا روايت بكند كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : هر محدثى كه در آن سنتى از آن من نباشد آن ضلالت باشد ، و اهل ضلالت در دوزخ باشند ! اگر در بانك كه عثمان نهاد اثرى از رسول بود چرا بدعت مىخوانى ؟ و اگر اثر از رسول نيست و بدعت است ضلالت باشد ، از بهر چه با تارك ضلالت حرب مىفرمايى . اما چون سخن از تعصب و تعسف مىگويند و غرض ايشان آن است كه افعال شيوخ در چشم جهال و عوام الناس بيارايند ، هر چه مىخواهند ميگويند و ميدانند كه عوام را تميز نقد كردن آن نباشد ، بل اكثر متفقهه هم نقد آن نتوانند كرد و اصحاب حديث نيز حديث را بر ظاهر حمل كنند .
شعر :
آن را [ كه ] بر اين حديث كاهى باشد * كو را هم از اين نمد كلاهى باشد
و اين عجبتر از آن است كه ياد كرديم ، روايت مىكند از سبرهء هلالى كه او گفت از على سؤال كردم كه چه گويى در حق عمر ؟ گفت : خداى تعالى او را فاروق خواند ، فرق مىكند ميان حق و باطل . و بعد از اين از صالح روايت مىكند از ابن شهاب كه گفت به ما رسيده است كه او [ ل ] كسى كه عمر را فاروق
هامش
( 1 ) - اصل : هلاك