تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
نكرد ، بلكه گفت كتاب و سنت برين مىگردد . پس روايت كند از يونس بن عبد الاعلى كه شافعى گفت و سوگند خورد كه من اين نمىگويم الا از بهر نصيحت هر وقت كه متقدمان اهل مدينه يابيد كه بر - چيزى متفق باشند ، بايد كه در دل تو شكى نباشد كه آن حق است . و اگر چيزى به تو رسد از هركجا كه باشد ، و اگر چه آن را قوتى باشد ، و آن را به مدينه اصلى نباشد ، آن را بينداز و بدان التفات مكن . و العجب كه بسيار مسائل خلاف است ميان شافعى و مالك و اهل مدينه ، و مالك امام دار الهجرة است نزد ايشان . شاعر گويد :
لا تنه عن خلق و تاتى مثله * عار عليك اذا فعلت عظيم
و اينها كه ياد كرديم از روايت حافظ ابو موسى اندكى است از بسيار و درين كتاب كه آن را تنوير نام كرده است چندان مناقضات و منكرات هست كه وصف نتوان كرد و در ذكر آن فايده نيست ، و نيز ملامت خاست ترك اولاتر . اما آنچه ايشان تشنيع مىزنند كه شيعه گويند كه صحابه بعد از رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، مرتد شدند و جمله از دين برگشتند ، اين دعوى محال است و نزد اهل امامت هر كه گويد كه صحابه بعد از رسول جمله مرتد شدند كافر باشد . و امام قوم كه ايشان را كامليه گفتندى و در زمان پيش بودندى منقرض شدند ، و از ايشان هيچ نماندند گفتندى صحابه جمله كافر شدند ، بدان كه ترك على كردند ، و على كافر شد بدان كه با ايشان جنگ نكرد . و نزد اماميه ايشان با هژده فرق ديگر كه ايشان را بر شيعه مىبندند جمله كافران‌اند . پس تشنيع زدن بر شيعه جهل بود . و چون در كتب به خلاف آن باشد كه خصم دعوى كند نزد عقلا التفات به قول مدعى نشايد كرد ، چون دعوى كند كه از بيان آن عاجز شود . اما نزد اماميه بعضى از اصحاب مرتد شدند ، مثل آنكه جملهء مسلمانان مىگويند و رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، خبر داده است كه بعد از وى بعضى مرتد شوند . و در صحيح بخارى و مسلم و نسائى
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 387 | محمد بن حسين رازي