خواند اهل كتاب خواندند ، يعنى يهود و نصارى و مسلمانان او را فاروق مىخواندند از قول اهل كتاب ، و به ما نرسيد كه رسول در آن چيزى گفت . و از پيش روايت كرد كه على گفت كه خداى تعالى او را فاروق خواند ، و از استاد خود ابن منده روايت كرد به اسناد كه رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، گفت كه هر محدثى كه در آن نباشد از آن سنت كه من نهاده باشم ، آن ضلالت باشد .
دگر اينجا روايت مىكند از عرزب كندى كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : چيزهاى نو بعد از من پديد آيد من آن دوستتر دارم كه تبع آن شويد كه عمر نهاده باشد .
پس روايت مىكند از عبد اللّه بن محمد انصارى به هرى كه گفت شنيدم از على بن بشير و غيره كه گفتند ، ما شنيديم از عبد اللّه بن على صابونى كه مىگفت :
« الكتاب و السنة و الاجماع او الزنار و العسلى و الجزية » يعنى اما تبع كتاب و سنت و اجماع باشند و اگر نه زنار بربندند و عسلى بر دوزند و جزيه بدهند . و از پيش گفت كه رسول مىفرمايد : محدثات عمر و تبع آن شدن دوستتر دارم ، دگر از قول عمر گويد كه فرزند كنيزك تبع مادر [ بود ] و اگر چه پدر آزاد باشد .
آنگه ابو موسى گويد احكام اسلام و كتاب و سنت برين مىگردد و صالحان و ائمه برين [ ميگردند ] و اجماع است . و اين دعوى فاسد است و محال است و چگونه دعوى اجماع توان كرد . و امير المؤمنين و جملهء ائمه از [ ايشان ] و شيعهء ايشان مىگويند فرزند تبع حريت باشد ، اگر پدر آزاد و مادر بنده و اگر مادر آزاد و [ پدر بنده ] ، [ 669 پ ] آزاد بود .
و ابو موسى از فرط تعصب گوييا كه خلاف امير المؤمنين و ائمه از اولاد او مؤثر نمىداند در اجماع امت . و اين از جهل و قلت دين باشد . چون قول عمر يافت اجماع دعوى كرد و گفت كتاب و سنت برين مىگردد . و اگر از او سؤال كنى كه در قرآن يا سنت رسول صلى اللّه عليه و آله كجاست كه تبع مادر باشد خبر از قول عمر حجتى نيابد ، از غلو كه او را هست قناعت به دعوى اجماع
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٣٨٦