تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
بدان كه بخارى در صحيح روايت كند از مروان حكم كه گفت : حاضر بودم پيش على و عثمان و عثمان نهى مىكرد از حج تمتع . چون على بشنود . م كرد به حج تمتع ، و لبيك گفت به عمره به حج و گفت من به قول تو سنت رسول ، صلى - اللّه عليه و آله ، رها نكنم . و سعيد بن المسيب [ روايت ] كند كه على و عثمان به عسفان خلاف كردند در حج تمتع ، على به عثمان گفت : مىخواهى كه نهى كنى از آنچه رسول [ صلى اللّه عليه و آ ] له كرده است . و على احرام گرفت به حج تمتع ، و التفات به قول عثمان نكرد . و مطرف بن عمران گويد در عهد رسول . . . كرديم و قرآن بدان فرو آمد . شخصى آنچه خواست براى خود بگفت ، يعنى عمر كه از هر دو متعه نهى كرد . بخارى اين ، در باب [ گ 668 ر ] علت حج ياد كرده است از صحيح ، چون التفات به نهى عثمان نكند و حج تمتع كند و مبالات به قول عمر نكند كه ، « متعتان كانتا على عهد رسول اللّه فانا احرمهما و اعاقب عليهما » مىگويد : دو متعه در عهد رسول بودند متعهء حج و متعهء زنان و من هر دو حرام كردم . و هر كه آن بكند من او را عقوبت كنم ، چگونه ، رأى عمر صايب داند در بدعت . اما شيعهء شيوخ چون ديدند كه ايشان در شرع تصرف مىكردند و آنچه رسول از آن نهى كرده بود مىنهادند و قوم را بر آن مىداشتند ، از بهر تشنيع و دفع تهمت را احاديثى چند وضع كردند كه رسول گفته است : سنت دو است يكى آن رسول ، دوم آن امام ، و دروغى بر على بستند ، و از جهل و غباوت زيادت از آن . از صحاح روايت كردند كه ناقض آن موضوعات است و فضايح خود ظاهر كردند ، و اللّه متم نوره و لو كره الكافرون . و آنچه ايشان بنهادند بسيار است ، در تصانيف ذكر كرده‌اند و در تواريخ مسطور است ، و محمد بن بهنام اصفهانى درين معنى كتابى كرده است سه مجلد ، و ابو القسم كوفى و غير او آن را در تصانيف ضبط كرده‌اند ، و مخلص معمر اصفهانى
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 381 | محمد بن حسين رازي