قومى باشيد كه بيشتر باشند و اهل سنت و جماعت اكثر امتاند لازم بود كه اهل حق ايشان باشند ، و اگر نه اهل حق بودندى رسول صلى اللّه عليه و آله نفرمودى كه تبع ايشان باشيد ، گوييم به سواد اعظم اهل حق مىخواهد .
و از رسول صلى اللّه عليه و آله پرسيدند كه سواد اعظم كدام است ؟ گفت اهل حقاند و اگر خود يك شخص باشد . و حديث عمار مؤكد اين حديث است ، از بهر آنكه اگر اعتبار به كثرت بودى رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، نگفتى اگر جمله به راهى روند و على به راهى ، تو به راه على رو . و على يك شخص است و چون رسول فرمود كه پيرو على باش و ترك جملهء [ خلايق ] بكن معلوم شد كه جماعت و سواد اعظم اهل حقاند و اگر خود يك شخص بود . و نيز ما مىبينيم كه پنجاه و سه فرقت از . . . دعوى بكنند كه بعد از رسول صلى اللّه عليه و آله امام ابو بكر بود به اختيار خلق ، جمله خود را اهل سنت و جماعت [ مىدانند ] دعوى سنت و جماعت قومى از قومى اولاتر نباشند ، و هر فرقتى از آن ديگر اولىتر نباشند . پس بدانستيم كه [ اهل جماعت على است ] [ گ 667 پ ] چنان كه رسول گفت و آنكه تبع وى باشد و اهل بدعت و ضلالت مخالفان وى .
بدان كه آنچه از پيش ياد كرديم از مقسم بن عبد اللّه بن عباس ، رضى اللّه عنهما ، كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : سنت دو است : سنت رسول و سنت امام عادل . ابن حافظ ابو موسى از اصحاب شافعى در كتاب تنوير ياد كرده است .
و اگر اين حديث درست باشد ناقض جملهء احاديث بود كه در ذم بدعت گفته است چنانچه از پيش ياد كرديم . و سنت امام عادل اگر از قول يا از فعل رسول بود آن سنت رسول باشد نه سنت امام ، و اگر نه از قوت يا فعل رسول بود آن محدث باشد .
و رسول صلى اللّه عليه و آله مىفرمايد كه هر نو آورده بدعت باشد ، و همهء [ اهل ] ضلالت در دوزخ باشند .
پس معلوم شد كه اين حديث وضع كردهاند .
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٣٧٩