اگر چه اندك باشند ، و آن حق است به فرمان خدا و فرمان رسول . و اما اهل فرقت مخالفان مناند و آنكه تبع ايشان باشند و اگر چه بسيار باشند . و اما اهل سنت آنان كه دست در آن زده باشند كه رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، نهاد و اگر - چه اندك باشند . و اما اهل بدعت مخالفان امر خداى ، عز و جل ، و كتاب و سنت رسول او و اگر چه بسيار باشند . و آن كسانى كه به رأى و هواى خود كار كنند و اگر چه بسيار باشند ، و فوج اول از ايشان گذشت ، و افواجى چند مانده است .
و اين حال كه امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد موافق قول رسول است ، صلى اللّه عليه و آله ، در آن خبر كه مىفرمايد : « على مع الحق و الحق معه يدور - حيث ما دار » على با حق است و حق با على مىگردد چنان كه او مىگردد و شك نيست كه هر كه با محق بود او نيز با حق بود . پس به حكم قول رسول و امير - المؤمنين ، صلوات اللّه عليهما ، درست شد كه اهل جماعت و حق على است و شيعهء وى ، اهل بدعت مخالفان وى . زيرا كه بارى مىفرمايد :
« فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ »
و عمار بن ياسر رضى اللّه عنه روايت كند از رسول صلى اللّه عليه و آله كه او گفت يا عمار ، اگر خلق عالم جمله به راهى روند و على به راهى ديگر ، پيرو على باش . اگر گويند رسول صلى اللّه عليه و آله گفت « من فارق الجماعة شبرا فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه » هر كه از جماعت جدا شود يك وجب اسلام از گردن خود خلع كرده باشد : يعنى : از اسلام بيرون رفته باشد . پس بدانستيم كه اتباع اهل سنت و جماعت واجب است ، گوييم : جماعت اينجا اهل اجماع مىخواهد ، و شك نيست كه چون اجماع منعقد شود هر كه بعد از آن خلاف اجماع كند كافر باشد .
پس دانستيم كه جماعت اينجا اهل اجماعاند و متابعت اجماع امت بر كافهء اهل اسلام لازم بود .
اگر گويند رسول گفت ، « عليكم بالسواد الاعظم » بر شما باد كه پيروان