امير المؤمنين گفت : بارى تعالى حامل عرش و سماوات و زمين است تا زايل نشود از جاى خود .
« وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً »
گفت : مرا خبر ده از قول خداى ،
« وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ »
خداى تعالى حامل آسمانها و زمينهاست .
امير المؤمنين عليه السلام گفت : خداى تعالى [ گ 635 ر ] عرش را از چهار نور بيافريد : نورى سرخ كه سرخىها از آن پديد آمد و نورى سبز كه سبزىها از آن پديد آمد و نورى زرد كه زردىها از آن پيدا شد و نورى اسپيد كه اسپيدىها از آن ظاهر گشت ، و آن علم است كه خداى تعالى بر جمله نهاده است و نورى است از انوار عظمت بارى تعالى ؛ پس به عظمت و نور او دلهاى مؤمنان روشن شد و به عظمت جاهلان با وى معادات كردند و به نور عظمت او سكان سماوات و ارضيين و جمله خلايق طلب وسيله كردند به دو به اعمالهاى مختلف و اديانهاى ناموافق ، و همه چيز محمول است به نور و عظمت و قدرت او مالك نفع و ضر و موت و حيات و نشور همه چيز محمول است ، و خدا نگاه دارندهء آن است و محيط است بدان و حيات جمله چيزهاست و نور همه ، سبحانه و تعالى عما يقول الظالمون علوا كبيرا .
گفت : خبر ده مرا كه خداى تعالى كجاست ؟
امير المؤمنين گفت : اينجا و آنجا از يمين و يسار و خلف و امام و فوق و تحت و محيط به ما و با ماست ، از ما جدا نشود و او فوق همه چيزهاست ، چنان كه گفت :
« ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ »
هركجا كه باشند با ايشان بود و او بديشان نزديكتر از رگ گردن ، عرش محيط سماوات و زمينهاست و خدا محيط عرش عالى است بر جمله اشياء نه به مماست چشمها او را در نيابند و او چشمها دريابد ، و او لطيف و خبير است ،
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »
و گفت :
« لَهُ ما فِي