است كه بدان از خلق مستغنىاند و استحقاق به مقام انبيا دارند و آنكه دفع حق ايشان كند او ابتر بود كه خدا مولى و ولى ايشان است .
اى حكيم عالم ، از تو سؤال مىكنم از من و تو حال تو نزد خداى چيست و حال من چگونه ؟
امير المؤمنين گفت من نزد خدا مؤمنم و نزد خود مؤمن ، موقن به فضل و رحمت و نعمت و هدايت خدا بر من ، و همچنين خدا ميثاق از من فرا گرفت بر ايمان و راه نمود به معرفت ، در آن شك نكنم و ريبت ( نيارم ) ، هميشه بر - آن ميثاق بودم كه از من فرا گرفت ، تغيير و تبديل نكردم رحمت و نعمت خداى بر من و من در بهشت باشم [ گ 634 پ ] لا محاله در آن شك نكنم كه شك شرك باشد بدان يقين و نيت كه خدا به من داد ، اما تو نزد خدا كافرى به جحود ميثاق و اقرارى كه خداى تعالى از تو بستد بعد از آنكه از شكم مادر بيرون آمدى و به عقل رسيدى و نيك از بد بشناختى « 1 » و خير از شر ، اكر برين حال بميرى ، لا محاله در دوزخ باشى .
جاثليق گفت : خبر ده مرا از جاى تو در بهشت و جاى من در دوزخ .
امير المؤمنين صلوات اللّه عليه گفت : اما در بهشت و دوزخ درش نرفتهام كه مكان تو و من ديده باشم ، اما من آن مىدانم از كتاب خداى عز و جل خدا محمد را به راستى بر خلق فرستاد و كتاب عزيز به دو فرستاد كه باطل از پيش و پس وى نيايد ،
تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
. جمله علم در آنجا هست ؛ و خبر داد رسول صلى اللّه عليه و آله از بهشت و درجات و منازل آن ، و قسمت كرد بهشت ميان خلق هر عاملى را از ايشان ، ثواب و جزاى نيك داد و ايشان را در آن فرود آورد بر قدر منازل ايشان و فضايل در اعمال و آن درجات است نزد خدا تعالى ، و وصف منازل آن كرد در قدر فضل عمل و ايمان ، تصديق خداى عز و جل كرديم و تعريف ما كرد از منازل ابرار و منازل فجار و آنچه از بهر ايشان
هامش
( 1 ) - م : و نيك و بد را شناختى