تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
ساخته‌اند از عذاب آتش ؛
« لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ »
و گفت :
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ »
و رسول صلى اللّه عليه و آله متوسم بود ، هر كسى را به سيما بشناختى ، و من بعد از او متوسم ، و بعد از من ائمه از ذريت من متوسم‌اند تا روز قيامت ؛ و خداى تعالى ما را خبر داده از قصص و اخبار امم و هلاك ايشان كه به چه سبب از اسباب كفر و ظلم و عدوان هلاك شوند ؛ و خدا در حق من به رسول صلى اللّه عليه و آله فرستاد ، گفت :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ »
و آن وصى است بعد از نبى صلوات اللّه عليهما . جاثليق نگاه با قوم خود كرد ، گفت : مراد خود يافتيم و اميد داريم « 1 » كه بر حق ظفر يافتيم ، چنان كه طلب كرديم و مىكنيم ، اما مسأله چند مانده است اگر جواب آن بدهد انديشه كنيم در كار خود و حق ازو قبول كنيم . امير المؤمنين [ عليه السلام ] گفت : اگر من ترا جواب دهم به برهان و بيان روش چنان كه دفع آن نتوانى كرد و قبول آن لازم بود ، ايمان آورى اى جاثليق ؟ گفت بلى . امير المؤمنين گفت : خدا بر تو گواه است و راعى و كفيل كه چون ترا حق روشن شود و هدايت يا بى ، تو و اصحاب تو در ايمان و دين ما آيى . جاثليق گفت : بلى . خدا راعى و كفيل است كه اين چه گفتم بجاى آرم و در اسلام آيم . امير المؤمنين صلوات اللّه عليه گفت : از اصحاب خود عهد بستان به وفا كردن . جاثليق از ايشان عهد بستد كه وفا كنند . پس امير المؤمنين عليه السلام او را گفت : بپرس هر چه مىخواهى جاثليق گفت : مرا خبر ده كه خداى عرش بر مىگيرد يا عرش او را بر مىگيرد ؟
هامش
( 1 ) - م : اميدواريم
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 257 | محمد بن حسين رازي