من عالمتر هست من كفايت كردم بر آنچه او حكم كرد بر نفس خود و بر ايشان كه او را اختيار كردند و من بدان آمدم كه طلب حق كنم و از آن بحث كنم اگر روشن شود تبع آن شوم و چيزى نكنم كه مستوجب ملامت باشم ، نزد تو هست اى جوان كه شفاء دهد از آنچه در دلهاى ماست ؟
امير المؤمنين گفت : بلى نزد من شفاء هست كه در دلهاى شماست و روشنايى دلهاى شما باشد ، و شرح آن طلب مىكنى و بيابى كه شك با آن نبود و اختيار كار شما باشد و برهان مطلوب شما ، روى به من آور و مسامع را فارغ كن و دل و ذهن حاضر ، و نگاه دار آنچه من ترا مىگويم ، خداى تعالى به منت و فضل خويش وعده راست كرد ، و جند را عزيز گردانيد و محمد را نصرت داد و احزاب كفار به هزيمت كرد به ذات خود ، او راست ملك و حمد ، زنده كند و بميراند ، و او بر همه چيزى قادر است . خداى تعالى محمد را مخصوص كرد ( و ) برگزيد و پاك كرد و راه نمود و ازو راضى شد ، و اختيار كرد از بهر رسالت به كافهء خلق و رحمت خود به عالميان ، فرستاد به رأفت خويش و طاعت او بر اهل آسمان و زمين واجب كرد ، و او را امام انبياء كرد كه پيش ازو بودند ، و خاتم آنكه بعد ازو بود از خلق ، مواريث انبيا عليهم السلام به ميراث به وى داد ، و مقاليد دنيا و آخرت در حكم او كرد ، و او را نبى و رسول و خليل و امام و دوست خود كرد و جاه و منزلت و رفعت داد به عرش خود نزديك كرد به جائى كه هيچ ملك مقرب و نبى مرسل بدانجا نرسيده بود و وحى كردند و آنچه چشم ديد دل تكذيب آن نكرد و علامت او به انبياء عليهم السلام ، فرستاد و از ايشان عهد و مواثيق بستد كه به دو ايمان [ گ 633 پ ] آرند و نصرتش كنند چنان كه ( گفت ) :
« أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي ، قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا ، وَ أَنَا - مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ »
خدا ( گفت ) اقرار كردى و عهد بستدى ، گفتند ، يعنى انبياء اقرار كرديم و