تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
يعنى تا به دو راه به حق برند و از ايشان بيعت بستان و عهد و ميثاق من تازه كن ايشان را از بهر على كه من قبض روح تو خواهم كرد تا به من رسى . رسول صلى اللّه عليه و آله ترسيد از اهل نفاق و شقاق و حسد و عداوت ايشان على را كه متفرق شوند و با شرك كردند از دشمنى على ، كه در اندرون قومى مىبود . از جبرئيل عليه السلام درخواست تا از رب العالمين عصمت خواهد و انتظار عصمت مىكرد كه بارى او را از خلق نگاه دارد تا آن وقت كه به مسجد خيف رسيد . پس جبرئيل عليه السلام آمد در مسجد خيف و فرمود ، كه عهد تازه كن و بيعت على از خلق بستان و عصمت نياورد از خداى تعالى ، چنان كه رسول صلى اللّه عليه و آله خواسته بود تا به مسجد كراع عميم رسيد ميان مكه و مدينه . جبرئيل عليه السلام آمد و فرمود آنچه در اول و دوم فرموده بود و عصمت نياورد . رسول به جبرئيل گفت : من از قوم ترسم كه مرا به دروغ بازدهند و از من قبول نكنند اين معنى در حق على . و كوچ كرد چون به غدير خم رسيد و آن پيك فرسنگ پيش از جحفه است . جبرئيل عليه السلام آمد چون پنج ساعت از روز گذشته بود به زجر و تهديد و عصمت از خلق و آيت آورد :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
فى على
وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
. و اول قافله نزديك جحفه رسيده بود . رسول صلى اللّه عليه و آله بفرمود تا ايشان را بازگردانيدند ، و هر كه با وى بود و آنكه از پس بود در غدير فرو آمدند ، از بهر آنكه تبليغ رسالت كند و على را امام [ گ 617 پ ] و خليفه كند و بيعت بستاند . و چون آيت عصمت آمد رسول صلى اللّه عليه و آله بفرمود تا نداى « الصلاة جامعة » در دادند و آن قوم را كه از پيش بودند بازآوردند و جبرئيل فرمود تا از يمين طريق دور شود تا جنب مسجد غدير ، از قول خداى عز و جل . و در آن موضع خاك و خاشاك بسيار بود . رسول بفرمود تا زير درختان پاك
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 188 | محمد بن حسين رازي