تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
كردند و از بهر وى سنگ بر هم نهادند مانند منبر ، تا بر بالاى آن رود و مردم او را ببينند . رسول صلى اللّه عليه و آله ، بر بالاى آن سنگ‌ها رفت . و گفته‌اند كه بر بالاى پالان شترها رفت و خطبه كرد دراز ، تا آنجا كه مىگويد من خواهم رسانيدن بشما وحى كه به من آمده است ، كه ترسم اگر نرسانم سختى و رنجى به من رسد كه كس رفع آن نتواند كرد و اگر چه حيل بسيار داند . و جز از او خدايى نيست ؛ مرا فرمودند كه اگر اين به شما نرسانم تبليغ رسالت نكرده باشم و ضمان ، عصمت من كرد خداى تعالى و او كريم و كافى است . بسم اللّه الرحمن الرحيم ،
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
. اى قوم تقصير نكردم در تبليغ آنچه به من فرستادند ، و من شما را بيان سبب نزول اين آيه خواهم كرد ؛ بدانيد كه جبرئيل عليه السلام سه بار فرو آمد ، مرا فرمود از رب العالمين كه درين موضع بايستم و معلوم شما و هر سياه و سپيد كنم كه على بن ابى طالب ، برادر و وصى و خليفهء من است و بعد از من امام اوست و او به من به منزلت هارون است از موسى . الا آنكه بعد از من هيچ نبى نخواهد بود ، و او ولى شماست بعد از خداى عز و جل و رسولش ، لقوله :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ »
. و على بود كه نماز كرد و در ركوع زكات داد از بهر رضاى خداى تعالى و او در همه حال رضاى خداى طلبد و من از جبرئيل چند بار استعفا خواستم از تبليغ اين رسالت ، از بهر آنكه مىدانم كه مؤمن اندك‌اند و منافق بسيار و كثرت مختالان و مستهزئان به اسلام چنان كه خداى وصف ايشان كرده است در قرآن مجيد .
« يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ »
و ديگرى مىفرمايد :
« وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ »
و مىپندارند كه خوار و آسان