تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
است و آن نزد من عظيم است . و بسيار رنجانيدند مرا به كرات تا مرا نام اذن كردند . آن كه سخن بسيار شنود او را اذن خوانند و مرا نام اذن كردند از بهر آنكه او ملازم من است در اكثر اوقات و ميل من به دو تا خدا آيه فرستاد در شأن آن :
« وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ »
بگو اذن على به زعم شما كه اذن است بهتر است شما را اگر من خواهم نام يك به يك بگويم و ايشان را با شما نمايم ، يا شما را به نوعى صفت كنم كه دليل باشد بر شخص ايشان و من كرم كار فرمودم و ازين تبليغ استعفا خواستم خداى تعالى رضا نداد الا تبليغ آن ، چنان كه در آيه بلغ ما انزل اليك فرمود . بدانيد اى مسلمانان كه خداى تعالى او را نصب كرد از بهر شما كه ولى و امام شما باشد و طاعت او واجب بر مهاجر و انصار و تابعين و بر حاضران و بدوى و عرب و عجم و آزاد و بنده و صغير و كبير و سياه و اسپيد [ گ 618 ر ] موحدان ، حكمش جايز باشد ، قول مقبول ، فرمان نافذ ، ملعون باشد كه مخالفش بود ملعون متابعش محروم ، هر كه او صادق داند خدايش بيامرزد و آن را نيز كه سميع و مطيع او باشد . اى مردمان ، اين آخر مقامى است به ايستادن من درين موضع بشنوى و فرمان برى و منقاد امر خدا باشى كه خداى تعالى مولى و خداى شماست ، بعد ازو محمد رسول شماست ولى قائم ، كه با شما سخن گويد ، بعد ازو على ولى و امام شماست بفرمان خداى ، و بعد ازو امامت در ذريت من باشد از فرزندان وى تا روز قيامت كه با خدا و رسول رسيد . حلال نيست الا آنچه خداى حلال كرد و حرام نيست الا آنچه خداى حرام كرد . و مرا حلال و حرام بياموزانيد و من آنچه خدا مرا بياموزانيد از كتاب خدا و حلال و حرام به دو آموختم . اى قوم ، هيچ علمى نيست الا كه بارى تعالى به من آموزانيد و من جمله به امام متقيان على آموزانيدم ، و او امامى مبين است يعنى احكام دين و مشكلات روشن كند ؛ اى قوم ازو ها نگرديد و ازو مرميد و ننگ مداريد از ولايت او كه