در آن وقت كه به مناجات مىرفت و آن قوم بيعت بشكستند « * » و گوسالهپرست شدند ؛ همچنين رسول صلى اللّه عليه و آله ازين هفتاد هزار آدمى بيعت بستد در روز غدير بر امامت و خلافت امير المؤمنين نيز بيعت بشكستند ، چنان كه بنى اسرائيل از موسى ، سنة بسنة و مثلا به مثل ، ميان مكه و مدينه .
چون رسول صلى اللّه عليه و آله به توقف بايستاد جبرئيل عليه السلام آمد گفت : يا محمد ، خداى تعالى ترا سلام مىرساند كه اجل تو نزديك است [ گ 617 ر ] و من ترا به دار البقاء خواهم برد به نوعى كه از آن گزير نيست ، عهدى كه خواهى كرد بكن و وصى خويش فرا پيش دار و آنچه نزد تو است از علوم و ميراث انبياء كه پيش از تو بودند از سلاح و تابوت و آيات و آثار انبيا عليهم السلام جمله به وصى و خليفهء خود تسليم كن كه حجت من است بر خلق .
او را بازدار و عهد و وصيت و ميثاق و بيعت تازه كن و با ايشان بگو عهد و ميثاق كه از ايشان ستدهام ، و فرموده تا ولى من و مولاى جمله مؤمنين و مؤمنات على بن ابى طالب را مولاى خود دانند ، كه من هيچ نبى از انبياء از دنيا بيروى نبردم الا بعد از اكمال دين و شريعت و اتمام نعمت بر خلق به پيروى ولى من و طاعت وى زيرا كه من زمين بىحجتى نگذارم كه قيم باشد بر خلق و حجت بر ايشان ، و من امروز دين كامل و نعمت بر شما تمام كردم به ولى خود و مولاى هر مؤمنى و مؤمنه ، على بن ابى طالب بندهء من و وصى نبى و خليفهء او بعد از نبى و حجت من بر خلق و طاعتش به طاعت محمد مقرون كردم و طاعت محمد و طاعت على به طاعت خود مقرون كردهام ، هر كه طاعت او دارد طاعت من داشته باشد و هر كه عصيان وى كند عصيان من كرده باشد او را نشانه كردهام ميان من و بندگان من ، هر كه او را بشناسد مؤمن باشد و هر كه خلاف او كند كافر بود ، هر كه در بيعت او شك آورد مشرك بود ، و هر كه با ولايت او بقيامت آيد او را در بهشت كنم و آنكه با عداوت او آيد او را در دوزخ كنم . يا محمد ، على را و دار ، علما
هامش
* از اينجا ببعد « ن » افتاده دارد .