ذكر قساوت دلهاى ايشان و تكذيبشان در جحود قول محمد . كوه در حركت آمد و زلزله درو افتاد و آب ازو روان شد و آواز داد يا محمد ، گواهى دهم كه تو رسول رب العالمينى ، و سيد جملهء خلايقى . و گواهى دهم كه دلهاى اين يهود چنان كه تو وصف كردى سختتر از سنگ است خير از آن بيرون نيايد و اگر چه از سنگ آب روان يا فرو ريزد . و گواهى دهم كه اين قوم دروغ بر تو مىنهند آنچه در حق تو مىگويند و افتراء مىكنند بر رب العالمين .
پس رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : از تو مىخواهم اى كوه ، چنان كه خدا ترا فرموده است نه فرمانبردارى بدانچه من از تو التماس كنم به جاه محمد و اهل بيت پاكانى كه به ذكر اسماء ايشان خدا نجات نوح داد از آن اندوه عظيم ، و آتش سرد گردانيد بر ابراهيم عليهما السلام . و در ميان آتش او را بر تخت نشاند استوار . ما ( ؟ ) كه آن كافران مثل آن نديده بودند نزد هيچ پادشاه از جملهء پادشاهان روى زمين و در حوالى آن درختان تره سبز تازه برويانيد و پيرامن آن شكوفه و رياحين كه مثل آن در بهار باشد . گفت گواهى دهم بدان جمله و اگر از حق سبحانه و تعالى در خواهى كه رجال دنيا جمله قردة و خنازير گرداند يا ايشان را ملايكه كند بكند ، يا آتش با يخ كند ، يا يخ با آتش ، يا آسمان به زمين آرد ، يا زمين به آسمان برد ، يا مشرق مغرب گرداند و مغرب مشرق ، اين جمله بكند .
و او زمين و آسمان مطيع تو كرده است ، و درياها و كوهها در فرمان تواند و آنچه فرمايى بكند . يهود گفتند : اى محمد تلبيس بامامى كنى و بر ما مشتبه مىكنى جماعتى از اصحاب خود از پس سنگها نشاندهاى برين كوه ، تا اين مىگويند و ما نمىدانيم كه از مردان مىشنويم يا از كوه غره نشوند به مثل اين الا ضعفاء اصحاب تو كه در عقول ايشان نقصان باشد اگر راست مىگويى دور شو ازين موضع ، بدانجا رو و كوه را بفرما تا از بن كنده شود از اصل و نزد تو آيد . و چون نزد تو آمد و ما مىبينيم بگو تا به دونيم شود از ارتفاع سمك او و آن بالا به زير شود و آن زير به بالا پس اصل كوه به سرش و سرش به اصل
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص١٦٨