گفت بلى . كوه به دوپاره شد و زيرش بالا شد و بالا زير تا اصل سر كوه بود و سر كوه اصلش . پس ندا كرد كوه ، اى يهود ، اين چه شما مىبينيد نه كمتر از معجزهء موسى است كه شما بدان مؤمنيد به زعم شما . يهود نظر با يكديگر كردند ، بعضى گفتند ازين نتوان گريخت ، و بعضى گفتند اين مرديست كه رياضت مىكشد و هر كه در رياضت بود او را چيزها ميسر شود بدين غره مباشيد . كوه ندا كرد كه ابطال نبوت موسى كرديد بدين سخن كه گفتيد ؛ اى اعداء خدا ، پس قلب عصا ثعبان ، راهها در بحر پيدا شدن ، و كوه معلق بداشتن مانند ابر ، از بهر آن بود كه او [ را ] چيزها ميسر مىشد عجب ، و ما بدين چه مىبينيم غره نشويم .
پس كوهها سنگ بديشان انداختند و حجت خداى تعالى بر ايشان « * » ثابت شد .
معمر بن راشد روايت كند ، گفت : شنيدم از صادق عليه السلام كه جهودى نزد رسول صلى اللّه عليه و آله آمد و برابر وى بايستاد نظر تيز به دو مىكرد . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : چه حاجت دارى ؟ گفت : تو فاضلترى يا موسى بن عمران ، خداى تعالى با وى سخن گفت و توريت به دو فرستاد و قلب عصا و فلق بحر و غمام سايه برو افكند .
رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : مكروه است كه مرد تزكيت نفس خود كند و لكن « 1 » من مىگويم . آدم عليه السلام چون خطيئت ازو « 2 » صادر شد توبهء او آن بود كه گفت : خدايا از تو مىخواهم به حق محمد و آل محمد ، خطيئت من درگذرانى . خداى عز و جل درگذرانيد . و نوح عليه السلام چون در سفينه
هامش
* از اينجا ببعد با نسخه آقاى نصيرى مقابله مىشود و آن را در متن قرار داديم زيرا كه نسخهء كهن و ارزندهايست ولى ناقص است . فيلمى از اين نسخه در كتابخانه به شماره 1093 هست .
رمز : آنچه كه نسخهء « ن » يعنى نصيرى اضافه دارد ميان دو كمانه آمده و آنچه كه در نسخهء « م » يعنى مرعشى اضافه دارد درون قلاب [ ] آورديم .
( 1 ) - نسخه « م » : و ليكن .
( 2 ) - م : از وى .