خداى عز و جل غمناك نشود از جهل شما و بىحجت تكليف شما نكند و ليكن اقامت حجت كند بر شما چنان كه دفع آن نتوانى كردن و اگر محمد آيتى از نزد خود بشما نمايد شما به شك افتيد و گوييد حيلت و مكر مىكند ؛ چون شما در خواهيد چيزى آن را بشما نمايم كه رب العالمين مرا وعده داده است كه هر چه شما در خواهيد او آشكارا بشما نمايد تا عذر شما منقطع شود و زيادت هدايت مؤمنان باشد .
گفتند انصاف دادى اگر وفا كنى بدانچه وعده مىدهى از انصاف ، تو اول كسى باشى كه بازگردى از دعوى نبوت و در ميان امت آيى و حكم توريت مسلم دارى از عجز تو از آنچه ما درخواهيم و ظاهر شدن بطلان دعوى تو در آنچه ما مىطلبيم از تو .
رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم گفت : راستى خبر شما دهد نه وعيد طلب كنيد آنچه مىخواهيد تا عذرتان منقطع شود در آنچه مىخواهيد . گفتند :
اى محمد ، دعوى كردى كه در دل ما هيچ نيست از مواسات فقرا و معاونت ضعفاء و نفقه كردن در ابطال باطل و احقاق حق و سنگ از دلهاى ما نرمتر و فرمانبردارتر خداى را عز و جل و اين كوهها ، برخيز تا برويم ، يكى را از آن به گواهىخوان تا گواهى [ دهد ] بر صدق تو و دروغ ما . اما اگر سخن گويد به تصديق ، تو محق باشى و ما را لازم شود تبع تو بودن ، و اگر سخن گويد به تكذيب يا خاموش بود و هيچ نگويد ، بدان كه تو بر باطلى درين دعوى و عناد مىكنى .
رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : برخيزى تا برويم از هر كدام كه مىخواهى گواهى طلبم ؛ برخاستند و نزد كوهى در شتر رفتند گفتند : ازين كوه گواهى خواه ! رسول صلى اللّه عليه و آله كوه را گفت من از تو مىخواهم به جاه محمد و آل محمد پاكان ، آنانى كه خداى تعالى به بركت نامهاى ايشان و سؤال كردن بديشان ادريس را به بهشت رسانيد به مكانى عالى كه گواهى [ گ 612 ر ] دهى از بهر محمد بدانچه خداى تعالى در تو نهاده است به تصديق او برين يهود در
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 167
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص١٦٧