تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
نشست و از غرق ترسيد گفت : خدايا از تو مىخواهم به حق محمد و آل محمد كه ما را از غرق نجات دهى . او را نجات داد از غرق . و ابراهيم عليه السلام چون او را در آتش انداختند گفت خدايا از تو مىخواهم به حق محمد و آل محمد كه آتش بر من سرد گردانى : خداى تعالى آتش برو سرد و سلامت گردانيد . و موسى عليه السلام چون عصا بينداخت ثعبان شد بترسيد ، گفت : خدايا از تو مىخواهم به حق محمد و آل محمد كه مرا ايمن گردانى ! ايمن شد چنان كه گفت : لا تخف انك من الآمنين . اى يهودى ، اگر موسى مرا دريافتى و ايمان به من و نبوت من بياوردى ايمان موسى او را نافع نبودى و نه نبوتش . اى يهودى از ذريت من مهدى باشد چون بيرون آيد عيسى بن مريم فرو آيد از بهر نصرت وى و از پس او نماز كند . اما قوله تعالى :
« فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ »
بعضى گويند كلمات آن بود كه چون آدم مىگريست دويست سال ، جبرئيل را گفت اين [ گ 613 ر ] خذلانست يا عتاب ؟ جبرئيل گفت : عتاب است . پس جبرئيل گفت من ترا شفيعى مىدانم اگر خداى دستورى دهد من ترا خبر دهم . پس دستورى خواست . خداى تعالى وى را دستورى داد ، گفت : شفاعت كن بدان اسماء كه چون ترا بيافريد [ چه ] ديدى كه بر عرش نوشته بود . آدم گفت : يا حميد به حق محمد و يا فاطر به حق فاطمه ، دختر وى ، و يا عالى به حق على و يا محسن به حق حسن و يا ذا المن و الاحسان به حق حسين ، كه خطيئت من بيامرزى . او را عفو كرد . ابن عباس گويد : چهل مرد يهود از مدينه بيرون آمدند ، گفتند پيش اين اين كاهن رويم و توبيخش كنيم در رويش و به دروغ بازدهيم ؛ دعوى مىكند كه رسول رب العالمينم چگونه رسول باشد و آدم و نوح و ابراهيم و موسى عليهم السلام بهتر از وى نزد رسول صلى اللّه عليه و آله آمدند و انبياء برشمردند ، گفتند : اين‌ها بهتر از تو . رسول صلى اللّه عليه و آله ، عبد اللّه بن سلام را گفت :