تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
و اين مشركان به چهار فرقه شدند : فرقتى گفتند آيه نوح ظاهر كن . و قومى گفتند آيهء ابراهيم . و فرقتى آيهء موسى . و فرقهء چهارم آيهء عيسى خواستند . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت من نذيرم آيتى بشما آوردم روشن و آن قرآن كه شما و جمله عرب بلكه جمله خلايق از معارضهء آن عاجز و آن به لغت شماست و حجتى روشن است بر شما و هر چه بعد از آن طلب كنيد اقتراح باشد ؛ يعنى چيزى بتحكم خواستن از رب العالمين و بر رسول رسانيدن چيزى روشن بود - بديشان كه مقر باشند به حجت صدق و آيهء حق و رسول را نرسد كه بر خداى اقتراح كند بعد از قيام حجت ، چنان كه مقترحان خواهند كه ايشان ندانند كه صلاح است يا فساد . پس جبرئيل آمد ، گفت : اى محمد ، خداى تعالى سلام مىرساند و مىفرمايد كه من از بهر تو اين آيتها ظاهر كنم و ايشان بدان كافر شوند الا آنكه عصمت او را دريابد ؛ اما من اين بنمايم تا زيادتى عذر باشد و روشنى حجت‌هاى اين قوم كه طلب آيهء نوح كردند بفرماى تا به كوه ابو قبيس روند چون به دامن كوه رسند آيه نوح عليه السلام بينند . چون نزديك آن باشد كه هلاك خواهند شد [ گ 8 . 6 د ] گو ، پناه به آن دو راه بريد كه پيش آن است . و فرقهء دوم را كه آيه ابراهيم عليه السلام مىطلبند بگو تا بيرون مكه روند كه آيهء ابراهيم يابند چون بلاگرد ايشان درآيد زنى بينند در هوا كه طرف مقنعه فروگذاشته باشد گو در آن آويزيد تا نجات يابيد و آتش از شما دور كند . و فرقهء سيوم كه آيه موسى عليه السلام مىخواهند در ظل كعبه ، آيهء موسى بينند و عم تو حمزه نزد ايشان آيد . و فرقهء چهارم كه رئيس ايشان ابو جهل است او را گو پيش من بايست تا خبر ايشان به تو رسد كه آن آيه كه تو مىخواهى به حضور من باشد . ابو جهل به فرقهء سه‌گانه گفت : برخيزيد و پراكنده شويد تا خدا را قول محمد ظاهر شود . فرقهء اول پيش كوه ابو قبيس رفتند و دوم به صحراء املس يا مكه و سيوم به سايهء كعبه و هر يك آنچه خداى وعده داده بود بديدند و يا پيش رسول آمدند . و ايمان آوردند و او را خبر دادند از آنچه ديده بودند و هر بار كه