« رايته فى ضحضاح من نار فاخرجته » ضحضاح آب اندك باشد . معنى حديث آن است كه او را در آتش اندك ديدم بيرون آوردم .
بدان كه اين حجت را بشايد از بهر آنكه شيعه روايت كنند كه عباس گفت پرسيدم كه حال ابو طالب چون ديدى ؟ رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : « رايته فى ضحضاح من نور » و ضحضاح » موضعى فراخ باشد ، و لفظ « اخرجته » نگفت
معنى حديث آن باشد كه او را در جايى فراخ ديدم از نور . ضحضاح به - ضحاح بدل كردند ، و نور به نار . پس هر دو حديث متعارض شوند و حجت نماند . اگر گويند ، حديث « فى ضحضاح من نور » نزد اصحاب حديث از اهل سنت و جماعت نه معروف است ، و آن از موضوعات روافض است حجت نباشد . گوييم حديث « فى ضحضاح من نار » نزد اصحاب شيعه نه معروف است و از موضوعات نواصب است تا حجت باشد .
وجه دوم آنكه ، مسلم داريم كه حديث درست است دليل بر اسلام ابو طالب مىكند از بهر آنكه گفت ، او را از آنجا بيرون آوردم و هر كه رسول او را از آتش بيرون آرد او ديگر در آتش نرود ، و اگر ابو طالب كافر بودى هرگز از آتش بيرون نيامدى كه خداى تعالى در قرآن مجيد چند جاى فرموده است كه : كافر ابد در دوزخ باشد . و چگونه كافر از دوزخ بيرون آيد و خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنْها »
، و نيز مىفرمايد :
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ » *
[ گ 599 پ ] و جاى ديگر فرمايد :
« أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ، بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً »
و هر كه آتش گرد وى درآمده باشد و كافر بود لا بد در طبقهء هفتم بود چگونه گويد در آتشى اندك بود . پس درست شد كه حديث حجت را نشايد . اگر گويند :
روايت كردهاند كه چون ابو طالب وفات كرد على نزد رسول آمد و گفت :
مات عمك الضال . . . » اگر او مسلمان بودى ، على نگفتى كه عم گمراه تو بمرد .
گوييم به چند طرق اصحاب حديث و سير روايت كردهاند كه امير المؤمنين