تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
گفت : عم تو بمرد ، نگفت ضال ، و ممكن نبود كه امير المؤمنين عليه السلام ابو طالب را « ضال » خواند . بدان كه ، حافظ ابو العلاء الهمدانى روايت كند از ابو جعفر محمد بن - الحسن بن محمد الحافظ ، از ابو صالح احمد بن عبد الملك المؤذن ، از ابو - طاهر محمد بن محمد بن محمش الزيادى ، از ابو حامد البلاذرى الطوسى ، از محمد بن الحسن بن على ، از ابو الحسن على السيد المحجوب ، از رضا ، از كاظم ، از صادق ، از باقر ، از زين العابدين ، از سيد الشهداء ، الحسين كه او گفت : روزى امير المؤمنين عليه السلام در رحبه‌اى نشسته بود [ و خلقى حاضر بودند ] يكى برخاست ، گفت : اى امير المؤمنين ، تو بدين مكان و منزلت ، و پدرت در دوزخ باشد ؟ على گفت : مه ! فض اللّه فاك ! خاموش باش ، خداى تعالى دهان تو بشكناد ، يعنى فك‌ها و دندان‌ها ، بدان خداى كه محمد را به رسالت فرستاد به خلق كه اگر پدر من در حق جملهء گناهكاران روى زمين شفاعت كند خداى عز و جل شفاعت وى قبول كند ، چگونه پدرم در دوزخ باشد و پسرش قسيم جنت و نار ! پس درست شد كه على نگويد : « مات عمك الضال » . و اين زيادت كرده‌اند بر حديث . و اگر نيز مسلم داريم كه امير المؤمنين اين كلمه گفته باشد ، به ضلالت نه گمرهى خواهد ، از بهر آنكه ضال را چند معنى هست : اول دوستى قديم چنان كه خداى تعالى حكايت كرد از پسران يعقوب عليه السلام كه يعقوب را گفتند : انك لفى ضلالك القديم » پس معنى آن باشد كه دوست قديم تو مرد . و دوم آنكه ضايع باشد در ميان قوم و قدر او ندانند چنان كه خداى عز و جل به رسول مىگويد :
« وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى »
يعنى ترا يافت در ميان قريش ضايع ، جاه و منزلت تو نمىشناختند ، ايشان را ره نمود تا قدر تو بشناختند و به تو ايمان آوردند . پس معنى « ضال » در حق ابو طالب كه : عم ضال تو بمرد ،