گفت ابو طالب در نيمهء ماه شوال وفات يافت و او را هشتاد سال زيادت بود ، و ميان موت ابو طالب و خديجه سى و پنج روز بود .
محمد بن عمر واقدى گويد : ابو طالب در نيمهء ماه شوال وفات يافت ، و خديجه بعد از سى و پنج روز وفات يافت ، و در آن وقت دو مصيبت بر - رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم جمع شد : موت ابو طالب و موت خديجه رضى اللّه عنهما .
بدان كه هيچ حكايت و شعر نيست كه ياد كرديم الا كه آن دليلى مىكند بر ايمان ابو طالب و اگر خود روايت ميثم بودى امير المؤمنين عليه السلام كفايت بودى ، از بهر آنكه امير المؤمنين عليه السلام مىگويد او را غسل كردم و كفن و دفن كردم . اگر ابو طالب كافر بودى غسل او واجب نبودى و نه سنت ، و اگر نيز واجب باشد يا سنت ، عقيل را بايستى كرد كه كافر بود در آن وقت ، نه على را كه مسلمان بود .
دوم آنكه امير المؤمنين عليه السلام گفت : او را دفن كردم و رويش به قبله كردم و روى كافر به قبله كردن بىفايده باشد .
و اين معنى در باب وفات از بهر آن ياد كرديم كه وفات و حالات ، حال نزع او دليل است بر اسلام ابو طالب . اگر گويند بخارى در صحيح روايت مىكند ، از عبد الرزاق ، از معمر ، از زهرى ، از ابى المسيب ، از پدرش كه چون ابو طالب را وفات نزديك رسيد ، رسول صلى الله عليه و آله در پيش وى رفت ، ابو جهل آنجا بود ، رسول گفت : اى عم ، بگو : لا إله الا اللّه ، كه من روز قيامت از بهر تو حجت گيرم نزد خداى عز و جل ، ابو جهل و عبد اللّه بن اميه گفتند : اى ابو طالب تو ترك ملت عبد المطلب خواهى كردن ؟ ايشان اين مكرر مىكردند تا ابو طالب در سخن آخر گفت من بر ملت عبد المطلب مىميرم تا تمامى حديث . گوييم اين حديث خود دليل است بر ايمان ابو طالب و بطلان قول شما . از بهر آنكه ما چند جاى بيان كرديم از قول رسول و امير المؤمنين
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص١٢١