روايت كند احمد بن ابراهيم ، از ابو سعيد عبد الكثير بن عمرو ، از جهنى ، از مبارك ، از صفوان بن عمرو ، از ابو اليمان هروى ، كه رسول با جنازهء ابو طالب مىرفت ، مىگفت به تو پيوستم از براى رحم .
ابو بشر روايت كند از محمد بن الحسن بن حماد ، از محمد بن حميد - الجهنى ، از پدرش ، گفت : ابو الجهيم از حذيفه پرسيد كه رسول نماز بر ابو طالب كرد ؟ گفت : نماز آن روز كجا بود ، نماز جنازه بعد از مرگ ابو طالب واجب شد . و رسول صلى اللّه عليه و آله سخت اندوهناك شد به موت ابو طالب و على را فرمود تا به تجهيز وى قيام نمايد . و رسول و عباس به جنازهء وى حاضر بودند و ابو بكر و عباس گواهى دادند بر ايمان ابو طالب . و اين از بهر آن بود كه وى ايمان پنهان مىداشت از بهر مصلحت تا كار نبى قوى شود . و اگر تا وقت ظهور ايمان بماندى ايمان ظاهر كردى .
احمد روايت كند از ابو صالح حمادى ، از پدرش ، كه گفت : از جدّ خود شنيدم ، گفت : از راشد حناق شنيدم ، گفت : از [ ابو ] عبد اللّه الصادق عليه السلام پرسيدم از اهل بهشت از قوم گذشتگان كيستند ؟ گفت : انبياء ، صلوات اللّه عليهم ، در بهشت باشند و صالحان و محبان خداى در هر زمان ، و آنكه باب حجت باشد و اسباط ، و اطفال ، و آنكه او را برانگيزانند امة واحدة ، اين همه در بهشت باشد ، و حشر نبى از آن همه نيكوتر باشد ، رسول صلى اللّه عليه و آله در پيش آدم ، و ايشان كه از پس آدم بودند از پدران با وى باشند ، و همه از پس وى باشند ، و عبد المطلب را نور انبياء و جمال اوصياء و هيبت ملوك باشد . و ابو طالب را حشر كنند در زمرهء او بر ملت او . چون از حساب فارغ شوند و اهل بهشت در بهشت روند و اهل دوزخ در دوزخ روشنايى بينند ، شك نكنند كه آن آزادى است از آتش . پس حاضر كنند از هر ملتى آنكه خداى را شناخته باشند و رسول را نشناخته باشند و پيران آن ملل ، و گويند : خداى تعالى شما را مىفرمايد كه در آتش رويد هر كه به رغبت در آتش رود به سلامت بگذرد و به بهشت رود .
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص١١٩