ثمّ قال : بئس القوم قوم لا يأمرون بالمعروف و لا ينهون عن المنكر ، بئس القوم قوم يقذفون الامرين بالمعروف و النّاهين عن المنكر ، بئس القوم قوم لا يقومون للّه تعالى بالقسط ، بئس القوم قوم يقتلون الّذين يأمرون النّاس بالقسط فى النّاس ، بئس القوم قوم يكون الطّلاق عندهم أوثق من عهد اللّه تعالى ، بئس القوم قوم جعلوا طاعة امامهم دون طاعة اللّه ، بئس القوم قوم يختارون الدّنيا على الّذين ، بئس القوم قوم يستحلّون المحارم و الشّهوات و الشّبهات .
قيل : يا رسول اللّه فأىّ المؤمنين أكيس ؟ قال : أكثرهم للموت ذكرا و أحسنهم له استعدادا أولئك هم الاكياس .
رسول خداى فرمود : سزاوار نيست از براى دوستان خدا كه از اهل بهشتند و سعى و رغبت ايشان در كار سراى اخروى است ، اينكه دوستان شيطان باشند و كار دنيا كنند .
آنگاه فرمود : بدترين مردم آنانند كه امر به معروف و نهى از منكر نكنند ، و بدترين مردم آنانند كه جماعتى را كه امر به معروف و نهى از منكر كنند . دفع دهند ؛ و بدترين مردم آنانند كه خداى را عادل ندانند ، و بدترين مردم آنانند كه مىكشند جماعتى را كه در ميان مردم فرمان به عدالت دهند ، و بدترين مردم آنانند كه عهد خداى را خار دارند و بدترين مردم آنانند كه طاعت امام را بيرون طاعت خداى شمارند ، بدترين مردم آنانند كه دنيا را از آخرت گزيده كنند ، بدترين مردم آنانند كه چيزهاى حرام نكوهيده را حلال مىدانند .
در اين وقت عرض كردند : يا رسول اللّه ، كدام يك از مؤمنين از در عقل و كياست است ؟ فرمود : آنان كه بيشتر سخن مرگ كنند و از براى مرگ آماده باشند .
قصّه جويبر از اصحاب صفّه
حديث كردهاند كه يك روز رسول خداى بر جويبر گذشت و بر فقر و فاقت او رقّت كرد و فرمود : اى جويبر اگر زنى تزويج كنى در دنيا و آخرت تو را اعانت كند و عفيف بدارد .